
پژوهش حاضر از پارادوکسی بنیادین آغاز میکند: اگرچه کار خانگی و مراقبتی زنان، ستون فقرات بقای جوامع است، اما در سایه تعاریف محدودِ اقتصادی، «غیرکار» تلقی شده و بهطور نظاممند نامرئی میماند. این نامرئیبودن به حذف ساختاری از نظامهای سنجش اقتصادی (مانند حسابهای ملی و محاسبه تولید ناخالص داخلی) نیز اشاره دارد؛ حذفی که خود را در دادههای رسمی ایران آشکار میسازد: ارزش اقتصادی کار زنان در تولید ملی به حساب نمیآید و غیبت در بازار کار رسمی، بهمعنای عدم مشارکت اقتصادی تلقی میشود.
مسئلهای که این پژوهش به آن میپردازد، از جنس «به رسمیتشناسی» است. از این زاویه محرومیت اجتماعی تنها به معنای فقدان منابع اقتصادی نیست، بلکه به معنای نادیدهانگاشتن ارزش و جایگاه گروههای اجتماعی نیز هست. در این چارچوب، کار خانگی زنان در جامعه ما مصداق روشنی از فعالیتی است که کمتر به عنوان «کار» به رسمیت شناخته میشود. زنان خانهدار در گفتمان رایج، «بیکار» و فاقد سهم در تولید اقتصادی کشور معرفی و کار خانگی آنان کمارزش یا حتی «غیرکار» تلقی میشود. دادههای گذران وقت مرکز آمار ایران این شانس را فراهم کرده که با اتکا به شواهد تجربی، این ذهنیت را به چالش بکشیم. نشان دادن اینکه زنان نیز همانند مردان «تمام وقت» کار میکنند، اما بخش قابل توجهی از کار آنان بدون دستمزد بوده و در محاسبات رسمی اقتصاد ملی بازتاب نمییابد، میتواند گزاره رایج مبنی بر بیکاری زنان و مشارکت پایینشان در اقتصاد را بیاعتبار کند.
این پژوهش به یک خلأ پژوهشی نیز پاسخ میدهد؛ بسیاری از پژوهشها دربارۀ مشارکت اقتصادی زنان، صرفاً روی بازار کار رسمی متمرکز میشوند. کمتر پژوهشی تلاش کرده است کار خانگی و مراقبتی را با شواهد عینی همچون زمانصرفشده، ارزش اقتصادی یا سهم در بازتولید اجتماعی به رسمیت بشناسد و به عنوان فعالیتی واجد ارزش اقتصادی مطالعه کند. تنها مطالعۀ تجربی و بررسی شواهد عینی است که کار خانگی و مراقبتی را از امری نادیدهگرفتهشده یا انکارشده به امری واقعی و دارای ارزش تبدیل کند. از نظر ما مدت زمانی که زنان بدون چشمداشت اقتصادی کار میکنند، همان دادهای است که میتواند کلیشه «زن خانهدار بیکار» را به چالش کشیده و بیاعتبار کند.
به این معنا، مسئله محوری این تحقیق تلاشی است برای به رسمیتشناسی کار خانگی زنان؛ کوشش برای اثبات اهمیت اجتماعی و اقتصادی فعالیتهایی که در چارچوب نظام مزدی به رسمیت شناخته نمیشوند. در حقیقت، پژوهش حاضر میخواهد با اتکا به دادههای عینی، کلیشههای مسلط درباره کار خانگی را به چالش بکشد و زمینهای برای بازاندیشی در جایگاه و ارزش کار غیرمزدی زنان فراهم کند.
زمانصرفشده در فعالیتهای روزانه به تفکیک جنسیت
در طرح آمارگیری گذران وقت، فعالیتهایی که پاسخگویان طی روز انجام دادهاند، در ۹ دسته کلی از فعالیتها شامل کار مزدی، تولید کالاها برای استفاده نهایی خود، کار خانگی بدون مزد، خدمات مراقبتی بدون مزد، کار داوطلبانه، یادگیری، ارتباطات اجتماعی و مناسک دینی، فراغت (فرهنگ، رسانههای گروهی و تمرینهای ورزشی) و خودمراقبتی طبقهبندی شده است. در این گزارش فعالیتهای نهگانه پس از ادغام فعالیت ۱ (کار مزدی) و ۲ (تولید کالاها برای استفاده نهایی خود) در قالب هشت دسته کلی از فعالیتها مطالعه میشود.
نمودار ۱ متوسط زمان صرف شده در انواع فعالیت را به تفکیک زنان و مردان در سه موج از پیمایش (۱۳۸۷، ۱۳۹۳ و ۱۳۹۹) نشان میدهد. مطابق با این نمودار زمان صرف شده از سوی زنان در فعالیتهای مختلف طی یک دهه و در بازۀ زمانی ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۹، تغییرات قابل توجهی داشته است. پایین بودن زمان صرفشده در بخش فعالیتهای مزدی، حاکی از غیاب پررنگ این گروه در بازار کار مزدی است. مقایسه سه مقطع زمانی از سال ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۹ حاکی از آن است که سهم زنان از بازار کار مزدی نه تنها در طول یک دهه افزایش نداشته، که روندی کاهشی داشته است. زمان صرفشده در فعالیت خانهداری طی سه دوره آمارگیری نیز افزایشی بوده است؛ به نحوی که در سال ۱۳۹۹ زنان به طور متوسط بیش از ۲۷۰ دقیقه در طول شبانهروز را به فعالیتهای خانگی و کارهای غیرمزدی اختصاص دادهاند.
نوع دیگر فعالیتهای غیرمزدی که بازتابدهنده کلیشههای جنسیتی در درون خانوار است مربوط به فعالیت چهارم و مراقبتهای غیرمزدی است. چنانچه مشاهده میشود میزان اشتغال زنان در این فعالیت نیز در سال ۱۳۹۹ نسبت به سال ۱۳۸۸ افزایشی بوده است. در فعالیتهای مرتبط با یادگیری متوسط زمان صرف شده از سوی زنان از سال ۱۳۸۸ تا سال ۱۳۹۹ به طرز چشمگیری کاهش داشته است. در کنار این فعالیت اگر فعالیت فراغت را مد نظر قرار دهیم یک روند افزایشی قابلتوجه مشاهده میشود. بهطورکلی در بین زنان بعد از خودمراقبتی بیشترین زمان صرف شده به ترتیب مربوط به فعالیتهای خانهداری و سپس فراغت است. در مجموع بین سالهای ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۹، زمانی که توسط زنان صرف فعالیتهای کار مزدی، خودمراقبتی و یادگیری شده کاهش یافته و به فعالیتهای فراغتی، کار خانگی، مراقبت و ارتباطات اجتماعی منتقل شده است.

نمودار شمارۀ ۱- متوسط زمان صرف شده در فعالیت های نهگانه. زنان. ۱۳۹۹، ۱۳۹۳ و ۱۳۸۸ برحسب دقیقه
میانگین زمانی که مردان به فعالیت خودمراقبتی اختصاص میدهند نیز در این بازه ده ساله از ۷۰۹ دقیقه در روز به ۶۸۷ دقیقه رسیده که روندی کاهشی محسوب میشود. فعالیت یادگیری نیز با کاهش ۳۸ دقیقهای نسبت به سال ۱۳۸۸، به ۲۲ دقیقه در سال ۱۳۹۹ رسیده و بیشترین افت را نسبت به سایر فعالیتها داشته است.
اکنون میتوان سوال کرد این زمان که از برخی فعالیت روزانه مردان کسر شده، به کدام فعالیتها منتقل شده است؟ تحلیلها نشان میدهد مردان در سال ۱۳۹۹ روزانه به طور متوسط ۳۰۰ دقیقه را به فعالیت مزدی اختصاص میدهند که نسبت به سال ۱۳۸۸ به میزان ۱۰ دقیقه افزایش داشته. زمانی که مردان صرف کارهای خانگی میکنند نیز در سال ۱۳۹۹ نسبت به سال ۱۳۸۸ افزایش یافته. اما بیشترین افزایش مربوط به فعالیتهای فراغتی به میزان ۳۲ دقیقه است. زمانی که مردان صرف ارتباطات اجتماعی و مناسک دینی میکنند نیز بین سالهای ۱۳۸۸ و ۱۳۹۹ به میزان ۱۰ دقیقه افزایش یافته. در مجموع این دادهها نشان میدهد مردان ایرانی در سال ۱۳۹۹ نسبت به یک دهه پیش از آن وقت بیشتری را صرف فعالیتهای فراغتی و ارتباطات اجتماعی میکنند و در مقابل زمان کمتری را به یادگیری و خودمراقبتی اختصاص میدهند.

نمودار شمارۀ ۲- متوسط زمان صرف شده در فعالیت های نهگانه. مردان. ۱۳۹۹،۱۳۹۳ و ۱۳۸۷ برحسب دقیقه
ناترازی جنسیتی در برخی فعالیتها
نمودار شمارۀ ۹ وضعیت ناترازی جنسیتی را در فعالیتهای مختلف را نشان میدهد. اعداد در بازۀ ۱- تا ۱+ متغیر هستند. عدد مثبت نشاندهنده این است که مردان نسبت به زنان بیشتر این فعالیت را انجام میدهند، در مقابل، عدد منفی به معنای اشتغال بیشتر زنان به این فعالیتها است. عدد ۰ نیز به معنای نبود تفاوت یا ناترازی جنسیتی در آن فعالیت خاص است.
در سال ۱۳۹۹ سهم مردان از فعالیت مزدی به میزان 80درصد بیشتر از زنان است. این درحالی است که در این سال سهم زنان از فعالیت خانهداری درحدود 60درصد بیشتر از مردان است. در فعالیت مراقبت نیز زنان 50درصد بیشتر از مردان وقت صرف کردهاند. همچنین مردان نسبت به زنان وقت بیشتری را به فعالیتهای فراغتی اختصاص میدهند. درحقیقت مردان به دو فعالیت فراغتی و مزدی بیش از زنان اهتمام دارند. در مقابل زنان وقت بیشتری را به فعالیتهای خانهداری، مراقبت از خانواده، کار داوطلبانه، ارتباطات اجتماعی و مناسک دینی اختصاص میدهند. در فعالیت خودمراقبتی نیز تفاوت میان دو جنس قابلتوجه نیست و میتوان از آن صرفنظر کرد.
در یک تقسیمبندی کلی میتوان ادعا کرد مردان در طول روز بیشتر مشغول فعالیتیهایی هستند که شخصاً و مستقیماً از آن منتفع شده یا خواهند شد. این فعالیتها در گروه فعالیتهای خودانتفاعی[1] قرار میگیرند. ذینفع مستقیم فعالیتهای خودانتفاعی شخصی است که آن فعالیت را انجام میدهد؛ مانند خوابیدن برای بازیابی انرژی جسمی، کار مزدی برای کسب درآمد شخصی، یا فراغت فردی مانند تماشای فیلم که هدف آن تأمین لذت یا آرامش فردی است. درمقابل زنان در فعالیتهایی با منفعتمندی جمعی/اجتماعی[2] پیشرو هستند. این گروه از فعالیتها شامل خانهداری، مراقبت از کودکان یا سالمندان و فعالیتهای داوطلبانه است. اگرچه این دسته از فعالیتها برای انجامدهندهشان رضایت روانی به همراه میآورند، اما ذینفع مستقیم و اولیهشان دیگران هستند. نکتۀ مهم و کلیدی در این دسته از فعالیتها نقششان در حفظ انسجام اجتماعی، رفاه جمعی، مراقبت از اعضای جامعه و بازتولید نیروی کار است. زنان همچنین زمان بیشتری برای حفظ تعاملات اجتماعی صرف میکنند. این همه نشان میدهد فعالیتهای روزمره زنان برای حفظ سلامت اجتماعی جامعه تا چه حد ضروری است. این روند ده ساله همچنین نشان میدهد الگوی صرف زمان همچنان از الگوی تقسیم کار جنسیتی و نقشهای خانوادگی در درون خانوار پیروی میکند. بهطوریکه مطابق با الگوی مرد نانآور و زن خانهدار، سهم زنان از بازار کار غیرمزدی قابل توجه است و حضور در بازار کار مزدی عمدتا بر دوش مردان قرار دارد.

نمودار شماره ۳- ناترازی جنسیتی در صرف زمان. ۱۳۹۹، ۱۳۹۳ و ۱۳۸۸
زنان و مردان؛ برابری نسبی در ساعات کار
مقایسۀ زمانی که زنان و مردان طی روز به فعالیتهای نهگانه اختصاص میدهند، حاکی از تفاوتهای کلیدی میان دو جنس است. زنان به وضوح نسبت به مردان زمان کمتری را به کار مزدی اختصاص میدهند. با این حال این تفاوت لزوماً به معنای آن نیست که زنان کمتر از مردان «کار» میکنند. نگاهی به انواع فعالیتهای اجباری که زنان و مردان در طی روز برعهده میگیرند نشان دهندۀ سهم کموبیش یکسان زنان و مردان از فعالیتهایی است که تحتعنوان کار شناخته میشوند. در این گزارش کار شامل ۳ فعالیت کلیدی شامل کار مزدی، کار خانگی و مراقبت است. این سه فعالیت به واسطۀ وجه اجبارآورشان از فعالیتهای معاشرت و امور دینی، خودمراقبتی، یادگیری و فراغت متمایز میشوند. این فعالیتها همچنین قابل برونسپاری به بازار هستند و فرد میتواند در ازای پرداخت دستمزد، این فعالیتها را به شخص دیگری واگذار کند. در حقیقت این فعالیتها دارای ارزش مشخص افتصادی بوده و میتوان آنها را در قالب خدمات از بازار خریداری کرد. از این نظر کار مزدی در برابر کار خانگی و کار مراقبتی که بدون دستمزد انجام میشود، قرار دارد. به این معنا انواع کار در دو دستۀ کار مزدی و کار غیرمزدی (کار خانگی و مراقبتی) قابل تقسیمبندی و مطالعه است. این تقسیمبندی به ما کمک میکند زنان و مردان را از حیث زمانی که در طول روز به کار کردن (اعم از مزدی و غیرمزدی) اختصاص میدهند، مقایسه کنیم.

نمودار شماره ۴- صرف زمان در کار مزدی و غیرمزدی در سال ۸۸-۱۳۸۷ برحسب دقیقه
نمودار بالا زمانی را که زنان و مردان در سال ۸۸-۸۷ به کار مزدی و غیرمزدی اختصاص دادهاند، نشان میدهد. شیوۀ تخصیص زمان زنان و مردان به کار مزدی و غیرمزدی نیز متفاوت است. زنان ایرانی در دورۀ ۸۸-۱۳۸۷ بهطور متوسط ۴۱ دقیقه در روز را به کار مزدی اختصاص دادهاند و مردان ۴۸ دقیقه از ۲۴ ساعت را صرف امور خانه و مراقبت از نزدیکانشان کردهاند. این ارقام بیانگر نوعی تناظر میان کار غیرمزدی در زیست روزمرۀ زنان و کار مزدی در زیست جهان مردانه است. زنان تقریبا به همان اندازه که مردان کار مزدی انجام میدهند، کار غیرمزدی (کار خانگی و مراقبتی) انجام میدهند. سرانۀ کار مزدی زنان ایرانی نیز با سرانۀ کار غیرمزدی مردان ایرانی تقریباً برابری میکند. این نتایج بیانگر تقسیم کار شدید جنسیتی در خانواده و ساختار اقتصادی کشور است.

نمودار شماره ۵- صرف زمان در کار مزدی و غیرمزدی در سال ۹۴-۱۳۹۳ برحسب دقیقه
الگوی سرانۀ صرف زنان و مردان در کار مزدی و غیرمزدی برای دورۀ ۹۴-۹۳ مشابه دورۀ قبل (۸۸-۸۷) است. در این دوره نیز زنان تقریبا به اندازۀ مردان کار میکنند؛ با این تفاوت که کار زنان بیمزد است اما مردان در ازای کاری که انجام میدهند، دستمزد دریافت میکنند.

نمودار شماره ۶- صرف زمان در کار مزدی و غیرمزدی در سال ۹۹-۱۳۹۸ برحسب دقیقه
نمودار بالا سرانۀ کار مزدی و غیرمزدی را برای زنان و مردان در سال ۹۹-۱۳۹۸ نشان میدهد. مطابق با یافتههای حاصل از تحلیل سه دوره از دادههای گذران وقت، کمترین سرانۀ اشتغال به کار مزدی در میان زنان مربوط به آخرین دوره (۹۹-۱۳۹۸) است. بالاترین سرانۀ کار غیرمزدی مردان نیز به همین دوره تعلق دارد.

نمودار شماره ۷- صرف زمان در فعالیتهای کاری (مزدی و غیر مزدی) به تفکیک جنسیت در بازۀ ۸۷ تا ۹۹ برحسب دقیقه
نمودار بالا امکان مقایسۀ سرانۀ اشتغال به کار مزدی و غیرمزدی را بین زنان و مردان در بازهای ده ساله فراهم میکند. این نمودار نشان میدهد سرانۀ کار غیرمزدی زنان در بازهای دوازدهساله (۹۹-۸۷) به میزان ۳۵ دقیقه افزایش یافته است. در مقابل سرانۀ کار مزدی این گروه از ۴۱ دقیقه در سال ۸۸-۸۷ به ۳۸ دقیقه کاهش داشته. کاهش سرانۀ کار مزدی زنان ایرانی و افزایش کار غیرمزدی در این بازۀ زمانی به معنای آن است که تقسیم کار جنسیتی در جامعۀ ایران علیرغم اشتغال بیشتر مردان به کار خانگی و مراقبتی، به واسطه محدودیت فرصتهای شغلی در اقتصاد مزدی و ناتوانی بازار کار در جذب زنان تغییری نکرده است. به عبارت دیگر با وجود افزایش مستمر تعداد زنان فارغالتحصیل از آموزش عالی در کشور، آنچه رشد داشته نه اشتغال به کار بیرون از خانه و مزدی، که اشتغال به کارهای غیرمزدی بوده است.
نتیجهگیری
تحلیل دادههای سه دوره پیمایش گذران وقت نشان میدهد که بخش عمدهای از فعالیتهای اقتصادی زنان ایرانی در چارچوب «تولید غیربازاری» و کارهای بدون مزد خانگی متمرکز است. زنان، مسئولیت غالبِ فعالیتهای حیاتیِ نگهداری از نیروی کار فعلی و آینده شامل مراقبت تماموقت از کودکان، سالمندان و بیماران، مدیریت امور خانوار و تأمین امنیت غذایی را بر عهده دارند. این حجم عظیم کار، نهتنها زیرساخت ضروری برای عملکرد بازار کار مزدی است، بلکه اهمیت اقتصادی تعیینکنندهای دارد که در صورت ارزشگذاری پولی، معادل سهم چشمگیری از تولید ناخالص داخلی خواهد بود. با این حال کار غیرمزدی زنان علیرغم اهمیتش برای رشد اقتصادی و پایداری اجتماعی، اغلب زیر سایۀ فعالیتهای مزدی نادیده گرفته میشود. زنان خانهدار غالباً در آمارهای اشتغال «غیرفعال اقتصادی» قلمداد میشوند و کار آنان بهعنوان فعالیتی غیرمولد و فاقد ارزش اقتصادی تلقی میشود. این در حالی است که دادههای مربوط به پیمایش گذران وقت نشان میدهند زنان بخش قابل توجهی از ساعات شبانهروز را صرف فعالیتهایی همچون پختوپز، نظافت، مراقبت از کودکان، سالمندان و سایر اعضای خانواده میکنند؛ فعالیتهایی که اگر به بازار سپرده شوند، نیازمند صرف هزینه و نیروی کار مزدیاند.
کار خانگی و مراقبتی، اگرچه دستمزد ندارد، از همه ویژگیهای بنیادین کار برخوردار است: زمانبر است، انرژی و مهارت میطلبد، قابل واگذاری به بازار است و ارزش مبادلهای دارد. با این حال مدت زمانی که یک زن/مادر برای مراقبت از کودک بیمارش صرف میکند، غذا میپزد یا از والدین سالمندش پرستاری میکند، نه در محاسبۀ تولید ناخالص داخلی جایی دارند، نه در شاخصهای رشد اقتصادی. این گزارش اما تلاش کرد سهم واقعی زنان در اقتصاد را که در قالب کار نامرئی خانگی و مراقبتی متجلی میشود، با اتکا به دادههای تجربی، رؤیتپذیر کند. این هدف با ارائه شواهدی عینی و تجربی برای زمانبر بودن کار خانگی و مراقبتی انجام گرفت.
یافتههای این پژوهش نشان میدهد که اگر کار مزدی، خانگی و مراقبتی را مجموعاً کار بدانیم، ساعت کاری زنان و مردان نسبتاً برابر است؛ تفاوت اصلی این است که کار زنان بیمزد و کار مردان مزدی است. این الگو در سه دوره ۱۳۸۷، ۱۳۹۳ و ۱۳۹۹ تکرار شده و حتی افزایش تحصیلات زنان نیز به افزایش نرخ اشتغال مزدی در میان این گروه منجر نشده است؛ در مقابل کار غیرمزدی زنان رشد داشته و از زمانی که زنان بهطورمتوسط به کار مزدی اختصاص میدهند، کاسته شده است. این یافته به معنای آن است که نظام تقسیم کار جنسیتی طی سالهای اخیر نه تنها به سوی برابری جنسیتی حرکت نکرده، بلکه سهم زنان از بازار کار مزدی نیز کاهش یافته است. تحلیل دادههای سه دوره پیمایش گذران وقت ناترازی شدیدی را میان فعالیتهای روزانه زنان و مردان آشکار میدهد: مردان بیشتر وقتشان را به کار مزدی و فراغت اختصاص میدهند و زنان بیشتر به کار خانگی، مراقبت، کار داوطلبانه و ارتباطات اجتماعی اشتغال دارند. به عبارت دیگر مردان بیشتر برای فعالیتهای خودانتفاعی وقت میگذارند و زنان عمدتا به فعالیتهایی مشغولاند که نفع جمعی را تأمین میکند و برای انسجام اجتماعی، رفاه و بازتولید نیروی کار ضروری است.
سخن آخر اینکه تلاش برای به رسمیتشناسی کار بدونمزد زنان، یک درخواست اخلاقی یا نمادین نیست؛ بلکه دعوتی است به بازتعریف مفهوم کار در آمار، تأمین اجتماعی و اقتصاد و اولین گام برای اعاده حقوقی که تا به امروز از زنان خانهدار دریغ شده؛ حقوقی که تنها از مسیر برنامهریزی و سیاستگذاری برای افزایش سهم زنان از بازار کار مزدی و طراحی نظام رفاه اجتماعی برای زنان خانهدار استیفا میشود.
منابع
ILO (International Labour Organization). 2018. Care Work and Care Jobs for the Future of Decent Work. Geneva: ILO.
OECD (Organisation for Economic Co-operation and Development). 2021. Dare to Share: Germany’s Experience with the Value of Unpaid Care Work. Paris: OECD Publishing.
Spotlight Report. 2018. Spotlight on Sustainable Development 2018: Resisting and Challenging Neoliberal Development. Civil Society Reflection Group on the 2030 Agenda for Sustainable Development.
UNDP (United Nations Development Programme). 2015. Human Development Report 2015: Work for Human Development. New York: UNDP.
UNRISD (United Nations Research Institute for Social Development). 2016. Policy Innovations for Transformative Change: Implementing the 2030 Agenda for Sustainable Development. Geneva: UNRISD.
سایت مرکز آمار ایران/ دادههای سه موج پیمایش گذران وقت ایرانیان
[1] Self-Benefiting Activities
[2] Collective/Social-Benefiting Activities