نقدی بر چهارچوب تحلیلی مشاور اقتصادی مذاکرهکنندگان ایرانی و وضعیت اینترنت در کشور
در روزهای گذشته، مجید شاکری مشاور اقتصادی مذاکرهکنندگان ایرانی در اسلامآباد پاکستان، در گفتگوی مفصلی با رسانه تمامرخ[۱] دیدگاههای خود درباره جنگ را تشریح کرده و پیروزی ایران را در گرو وضعیت فردای کشور میداند. این نکته بسیار مهم و تعیینکننده است، اما نه آنگونه که شاکری توضیح میدهد.
او تاکید میکند که پیروزی واقعی زمانی محقق میشود که ایران محاصره دریایی را بشکند و با حفظ کنترل خود بر تنگه هرمز از دل این بحران، تشکیل سرمایه ثابت مؤثری را برای نوسازیِ اقتصادیِ پس از جنگ رقم بزند. او از کاهش قدرت خرید غرب به عنوان یکی از مهمترین اهرمهای فشار ایران نام میبرد و برخلاف بسیاری که نقش اسرائیل را در تصمیمات آمریکا مهم میدانند، حمله به ایران و محاصره دریایی آن را نوعی آمادهسازی آمریکا برای محاصره دریایی چین در سال ۲۰۲۷ میداند – اگرچه در همین گفتگو تصریح میکند که آمریکا ممکن است مثل دیگر ایدههای مهار چین از آن هم کوتاه بیاید. او در انتها توضیح میدهد که چرا امضای توافق با آمریکا برای ایران، به هیچ وجه واقعگرایانه و محتمل نیست.
در این گفتگو به نکات متعددی درباره ابعاد مختلف جنگ اشاره میشود. اما یک چیز در آن غایب است. چیزی که غیبتش ممکن است نوع نگاه ما به مسائل را حتی شبیه به رویکرد سیاستمدارانی از جنس دونالد ترامپ کند.
او در انتهای این گفتگو چنین میگوید:
«رژیم صهیونیستی در نقطهای است که میخواهد با استفاده از مومنتوم {نیروی محرکه} بعد از ۷ اکتبر و افزایش توان جذب ضربهای که به دست آورده، هر رقیب قدرتمند جغرافیایی را حذف کند. امروز ماییم، فردا ترکیه است، پسفردا پاکستان است؛ این واضح است و خودشان هم خیلی روی آن صریح هستند.
ما به ساختاری که از طریق کاغذ بتوانیم با رژیم به یک عدم اعمال تنش برسیم (اگرچه متن آمریکاییها باشد) نمیرسیم… پیشنهادهایی هست که میگویند یک کاغذ و پیمان عدم تجاوزی بین ما و آمریکاییها یا بین ایران و متحدینش با آمریکا و متحدینش (رژیم) داشته باشیم… من فکر نمیکنم این چیزها بین ما و آنها کار بکند. هیچ متنی بین ما و آنها کار نمیکند.
تنها راه بازدارندگی به جای راهحلهای حقوقی، قوی شدن است. قوی شدن هم در درجه اول اقتصادی است؛ از جنس نوسازی است، تشکیل سرمایه ثابت است، پاسخ به سؤال بیکاری است.
من قائلم به اینکه میشود بر اساس شیوه آیتالله خامنهای به توسعه رسید در دوره فعلی – در قدیم نه، اما در دوره فعلی میشود – و به نظر من جای آزمونش فردای این جنگ است؛ یعنی اینکه شما نشان بدهید با حفظ استقلال، با تقدم عدالت بر رشد و با تقدم شرع بر عرف میتوانید توسعه به معنی دقیق کلمه، یعنی رشد، رشد ناشی از تشکیل سرمایه ثابت و بهرهوری به دست بیاوریم.»
اگرچه در بندهای نخست این نقل قول نکات قابل اعتنایی درباره رویکرد تهاجمی اسرائیل به عنوان یک واقعیت بیرونی و مهم وجود دارد، اما در بند پایانی آن که حکم خلاصهای از چهارچوب تحلیلی مورد نظر وی را دارد، این غیبت مجددا نمایان میشود. او تحولات سیاسی را عمدتا با پیگیری تغییراتی که در شاخصهای مالی رخ داده تحلیل میکند و به سختی میتوان سرنخی از علوم اجتماعی یا هر نشانهای – حتی اقتصادی – مبنی بر به رسمیت شناختن جامعه به عنوان یک واقعیت بیرونی مثل کاهش قدرت خرید و پیامدهای آن را – خارج از تصورات ما – در آن پیدا کرد.
فارغ از سیگنال عدم تغییر به جامعه و نادیده گرفتن تقاضای اجتماعی برای تغییر که از این بند دریافت میشود، آنچه شاید این غیبت را به صورت ساختاریافتهتری نمایان میکند رابطهای است که به ویژه در شرایط کنونی بین انباشت سرمایه ثابت و رشد در آن ترسیم شده است. رابطهای که تا حدی یادآور نوع نگاه دونالد ترامپ به مسائل مثلا هنگام استفاده از اهرم تعرفه است؛ به گونهای که انگار هیچ درهمتنیدگی قابل توجهی بین اقتصاد و ساحتهای دیگری مثل جامعه، سیاست، روابط بینالملل، جغرافیا، ارتباطات و رسانه و … وجود ندارد. روابط تجاری کشورها تنها با تغییر تعرفه دستخوش تغییر نمیشوند. عوامل متعدد و نهچندان خوشرفتاری مثل اراده کشورها در این میانه تحت تاثیر قرار میگیرند و فعال میشوند.
مشابه همین رویه را میتوان هنگام مواجهه ایشان با مسئله مهاجرت نیز مشاهده کرد که در آن مجموعه گستردهای از عوامل موثر و پیچیدگیهای مرتبط با آن به کلی نادیده گرفته میشود تا سیاستهایی مثل اخراج و حذف وضع شود. استفاده از مجازات اعدام برای حل مسأله نیز در بسیاری از موارد کارکردی از همین جنس دارد[۲].
به نظر میرسد در مورد رابطه بین سرمایه و رشد نیز نوعی سادهسازی بیش از اندازه – کموبیش مشابه موارد یادشده – اتفاق افتاده است. قرار است برای حل چه مسائلی سرمایهگذاری شود تا رشد محقق شود؟ آیا هر سرمایهگذاری به رشد فراگیر منجر میشود؟ آیا قرار است اول سرمایه ثابت تشکیل شود بعدا عدالت محقق شود؟ آیا معنای تقدم عدالت بر رشد این است که حکومت – خودش به تنهایی – عدالت را هر گونه که صلاح بداند تامین کند و جامعه مشارکتی در فرایند تبدیل سرمایه به رشد نداشته باشد؟
به عنوان نمونه، در ارتباط با موضوع اینترنت، بسیاری از نهادهای صنفی مانند اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران، انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران، کانون وکلای دادگستری اصفهان، کانون وکلای دادگستری سمنان، انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران، سازمان نظام پرستاری جمهوری اسلامی ایران، شورای صنفی دانشجویان و مجمع انجمنهای علمی دانشگاه صنعتی شریف، انجمن تجارت الکترونیک و … که قاعدتا در بسیاری موارد بازتابدهنده صدای گروههای اجتماعی را منعکس میکنند درباره پیامدهای خطرناک قطع اینترنت هشدار دادهاند و با اشکال گوناگون اینترنت طبقاتی مخالفت کردهاند[۳].
این تنها مربوط به گروههایی است که به واسطه فعالیت حرفهایشان تا اندازهای متشکل شدهاند و از صدایی حداقلی برخوردارند. مردمی که شهر و دیارشان مورد تعرض دشمن گرفته و در دو ماه گذشته شاید میخواستند دشنامی به متجاوزین بدهند اما دستشان به خاطر قطعی اینترنت کوتاه بوده، حتی همین اندکصدا را برای مطالبه حقوق خود نیز ندارند.
آیا اصولا واقعیتهای اجتماعی موضوعیتی در این چهارچوب تحلیلی دارد؟ به عنوان نمونه، آیا میتوان دسترسی به کالای همگانیِ اینترنت که در اختیار داشتن آن مثل آب و برق، به یک قرارداد اجتماعی گسترده و فراگیر تبدیل شده و زندگی و کسبوکار بسیاری از مردم به آن وابسته شده را با وعده رشد اقتصادی بر هم زد و حق دسترسی همگانی به آن را به یک امتیاز بدل کرد؟
رشدی که در این چهارچوب بر پایه انباشتِ سرمایه ثابت وعده داده میشود بیش از هر چیز مبتنی بر کنترل تنگه هرمز و درآمدزایی با مدیریت مستمر آن در آینده است که البته هنوز نمیدانیم در واقعیت چقدر میتواند نقد شود. اگر فرض کنیم این ایده قابل تحقق باشد، باز این سوال مطرح میشود که این شیوه چرا پیش از این به توسعه به معنای دقیق کلمه – چنانچه در ابتدای متن اشاره شد – نرسیده است؟ آیا تا پیش از این جنگ، همه چیز سرجایش بوده و تنها مشکل این بوده که ظرفیت تامین سرمایه تنگه هرمز فعال نبوده است؟
ترسیم چهارچوبی که حکومت گرفتار جنگ را از جامعه بینیاز کند چقدر در واقعیت میتواند اثرگذار باشد؟ بیشترین منافع این رویکرد متوجه کیست؟
اگر مهمترین نقد داخلی به دولت ترامپ این است که بر خلاف خواست عمومی مردم آمریکا و برخلاف منافع این کشور وارد جنگ با ایران شده[۴]، حکومت ایران نیز – حداقل – نباید مشابه دشمن متجاوز و هنجارشکن خود، خواست عمومی مردمش را نادیده بگیرد.
هزینه جنگ را همه مردم میدهند. همانطور که اگر شکستی در کار باشد متوجه همه میشود و تر و خشک با هم میسوزند، اگر پیروزی در کار باشد نیز باید متعلق به همه باشد. وقتی دشمنی وجود دارد که تمامیت و تمدن ما را هدف قرار داده چرا ما با تمام ظرفیت خود در برابر آن نایستیم؟
اگر این فرصت را برای بازآرایی و احیای نیروهای اجتماعی برای مقاومت در برابر تجاوز دشمن از دست بدهیم آیا در آینده فرصت دیگری مشابه آن برای ترمیمش پیدا خواهیم کرد؟
ارجاع و پانویس
[۱] در مسیر پیروزی؟ | واکاوی اوضاع جنگ و سناریوهای پیشرو در گفتگو با مجید شاکری، تمامرخ ۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ (+)
[۲] در هفتههای اخیر حکم اعدام برای تعدادی از دستگیرشدگان دیماه ۱۴۰۴ اجرا شده در حالیکه تنها چند ماه از دستگیری و صدور کیفرخواست علیه ایشان بیشتر نگذشته است و با توجه به برگشتناپذیر بودن این حکم در کشورهایی که همچنان از مجازات اعدام استفاده میکنند زمان قابل توجهی برای آن وقت صرف کنند تا با تجدید نظرهای متعدد احتمال بروز اشتباه در صدور احکام را کاهش دهند. به عنوان نمونه آمریکا سعی کردهاند زمان بین صدور حکم تا اجرای آن را به ۹ سال افزایش دهند تا اطمینان خود را از صحت احکام افزایش دهند. برای مطالعه بیشتر در این مورد نگاه کنید به
چرا «نه به اعدام!» رو به رشد است؟ علیرضا کدیور، زینب صفری؛ مجله دقیقه بهمن ۱۴۰۱ (+)
[۳] برای اطلاع بیشتر در مورد این بیانیهها و اعلام مواضع به مطالب زیر مراجعه کنید:
- صفکشیدن نهادهای صنفی مقابل «اینترنت پرو»: کدام نهادهای صنفی «اینترنت پرو» را نپذیرفتند؟ خبرآنلاین ۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ (+)
- آمار شوکهکننده اتاق بازرگانی از ضرر هنگفت به کشور بابت قطعی اینترنت: روزانه ۱۲ هزار میلیارد تومان! خبرآنلاین ۲۵ فروردین ۱۴۰۵ (+)
- اعتراض عضو اتاق بازرگانی به وضعیت اینترنت/ قرار بر بازگشایی تدریجی بود، فرارو ۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ (+)
- کانون وکلای دادگستری استان همدان: «اینترنت طبقاتی» اقدامی تبعیضآمیز و برخلاف اصول برابری و عدالت است، ایسنا ۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ (+)
- انجمن تجارت الکترونیک: قطع اینترنت ما را به عصرحجر میبرد، دیجیاتو ۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ (+)
- اعتراض شورای صنفی دانشگاه شریف به قطعی اینترنت و طرح اینترنت طبقاتی، زومیت ۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ (+)
[۴] The U.S.’s war with Iran remains unpopular, YouGov – Economist, April 7, 2026 (+)
عکس: مریم رمضانخانی
نویسندگان
دانشآموختۀ آمار و تحلیلگر داده






