زهران ممدانی، سیاستمدار ۳۴ ساله و سوسیالیست، در حالی سکان هدایت نیویورک را به دست گرفت که این شهر نه تنها ثروتمندترین کلانشهر جهان است، بلکه با بحرانهای عمیقی نظیر هزینههای سرسامآور زندگی، فاصله طبقاتی شدید و یک سیستم بوروکراتیک بسیار پیچیده دستوپنجه نرم میکند. برای مخاطبانی که خارج از نیویورک ناظر این پدیده سیاسی هستند، اهمیت ۱۰۰ روز نخست کاری او در این است که نشان میدهد آیا شعارهای آرمانگرایانه و سوسیالیستی یک رهبر جوان میتواند در هزارتوی مدیریت کلانشهری با این ابعاد عظیم به نتیجه قابل قبولی برسد. ممدانی در این مدت نشان داد که برای پیشبرد اهدافش، حاضر است از چهره یک فعال سیاسی رادیکال فاصله گرفته و به یک مدیر به شدت عملگرا تبدیل شود. بازتاب عملکرد ۱۰۰ روزه شهردار جوان نیویورک از سه منظر زیر قابل پیگیری است.
دستاوردها و موفقیتهای اولیه
ممدانی کار خود را با استراتژی هوشمندانهای به نام «سیاست چالهچوله» آغاز کرد؛ رویکردی که بر این اصل استوار است که برای جلب اعتماد مردم به پروژههای بزرگ، دولت ابتدا باید توانایی خود را در حل مشکلات کوچک و روزمره نشان دهد. پر کردن ۱۰۰ هزار چاله خیابانی در این ۱۰۰ روز، نمادی از تلاش او برای اثبات کارآمدی ماشین عظیم شهرداری نیویورک بود. با جلب این اعتماد اولیه، او توانست بزرگترین دستاورد خود را در حوزه هزینههای سرسامآور زندگی رقم بزند. ممدانی با همراه کردن مقامات ایالتی، موفق شد بودجهای ۱.۲ میلیارد دلاری برای رایگان کردن هزینه نگهداری از کودکان خردسال در مهدکودکها جذب کند؛ اقدامی که فشار مالی کمرشکنی را از دوش خانوادههای طبقه کارگر و کارمند برمیدارد و یکی از عوامل اصلی مهاجرت مردم به اطراف نیویورک را هدف قرار داده است.
علاوه بر این، مسکن که بحرانیترین گره زندگی در نیویورک محسوب میشود، در مرکز توجه او قرار داشت. ممدانی با انتصاب افراد همسو با خود در هیئتهای تصمیمگیرنده شهری، زمینه را برای توقف افزایش اجارهبها برای بیش از یک میلیون آپارتمان تحت مقررات دولتی فراهم کرد و همزمان پروژههایی را برای تسریع ساخت مسکن مقرونبهصرفه در زمینهای متعلق به شهرداری کلید زد.
موانع، چالشها و عقبنشینیها
با وجود این موفقیتها، آرمانهای سوسیالیستی ممدانی با سد محکم واقعیتهای ساختاری در نیویورک برخورد کرد. شهرداری نیویورک با یک کسری بودجه عظیم ۵.۴ میلیارد دلاری روبرو است که دست شهردار را برای اجرای بسیاری از برنامههایش میبندد. او که وعده داده بود سیستم اتوبوسرانی شهر را کاملا رایگان کند و بودجه این کار را از طریق افزایش مالیات ثروتمندان تامین نماید، متوجه شد که اختیارات وضع مالیاتهای کلان عمدتاً در دست دولت ایالتی است و مقامات ردهبالاتر حاضر به پذیرش این ریسک سیاسی نیستند. در نتیجه، وعده اتوبوسهای رایگان به حالت تعلیق درآمد. تلاش او برای تحت فشار قرار دادن ایالت از طریق تهدید به افزایش شدید مالیات بر املاک شهروندان عادی نیز با واکنش تند اعضای شورای شهر مواجه شد و از آن به عنوان یک بلوف سیاسی یاد شد.
در حوزه امنیت و پلیس نیز، ممدانی مجبور به سازشهای دردناکی شد که پایگاه حامیان چپگرای او را خشمگین کرد. او که با شعار کاهش بودجه پلیس و جایگزینی آن با نیروهای مددکار اجتماعی روی کار آمده بود، در مواجهه با ساختار اداره کلانشهری با آمار جرائم قابل توجه، کنترل پلیس را به یک چهره میانهرو سپرد و از انحلال واحدهای ضدشورش عقبنشینی کرد. همچنین، سازمان بزرگِ «ایمنی جامعه» برای تامین امنیت با اتکا به نیروهای اجتماعی که وعده تاسیس آن را با بودجهای میلیارد دلاری داده بود، در نهایت به یک دفتر کوچک در داخل شهرداری تقلیل یافت.
بحرانهای غیرمنتظره و رویدادهای جنجالی
همانند هر رهبری در سطح جهانی، ممدانی در این مدت با بحرانهایی روبرو شد که در هیچ برنامه انتخاباتی پیشبینی نشده بود. نخستین آزمون مدیریتی او تقابل با دو توفان برف تاریخی و مرگبار بود. در توفان اول، غافلگیری و نبود برنامهریزی دقیق شهری منجر به جان باختن حدود ۲۰ نفر شد که انتقادات شدیدی را برانگیخت. با این حال، او انعطافپذیری مدیریتی خود را نشان داد و در توفان دوم با انتقال سریع هزاران بیخانمان به پناهگاهها، واکنش چشمگیری را به نمایش گذاشت.
در عرصه سیاسی نیز، جنجالیترین و شاید هوشمندانهترین حرکت او، ایجاد یک رابطه مسالمتآمیز با دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا بود. در حالی که انتظار میرفت این شهردار سوسیالیست وارد یک جنگ تمامعیار با دولت فدرال شود، ممدانی با عملگرایی محض و برگزاری دیدارهای سازنده با ترامپ، مانع از قطع بودجههای حیاتی شهر شد و جلوی عملیاتهای گسترده اخراج مهاجران را در نیویورک گرفت. از سوی دیگر، هویت او به عنوان اولین شهردار مسلمان و مواضعش درباره مسئله فلسطین، او را به هدفی برای گروههای افراطی تبدیل کرد. این تنشها تا جایی بالا گرفت که علاوه بر حملات لفظی نژادپرستانه، دو نوجوان با الهام از گروههای تروریستی قصد داشتند در جریان یک تظاهرات در مقابل اقامتگاه رسمی او بمبگذاری کنند که خوشبختانه این توطئه توسط نیروهای امنیتی خنثی شد.
نتیجهگیری
در پایان این ۱۰۰ روز، زهران ممدانی نشان داده تنها یک «رادیکال ایدهآلگرا» نیست، بلکه مدیری به شدت عملگراست. او نشان داد که نسل جدید دموکراتها میتوانند با عبور از کلیشههای سیاستمداران قدیمی، مستقیماً با ترامپ مذاکره کنند، برای تامین مالیاتها کوتاه بیایند و حتی بر خلاف وعدههای کمپین خود، پلیس و سیاستهای بیخانمانی را مدیریت کنند. هرچند این سازشها ممکن است برخی را در پایگاه چپگرای او را ناامید کند، اما توانسته تصویری از یک شهردار کارآمد و پاسخگو در حل مشکلات روزمره مانند پر کردن چالهها و تامین مهدکودک به جا بگذارد. او هرچند قلبش همچنان با آرمانهای پیشرو میتپد و برای رسیدن به آنها تلاش میکند، اما مغز او در حال دست و پنجه نرم کردن با قواعد پیچیده، خشن و واقعگرایانه بازی قدرت در یکی از مهمترین شهرهای جهان است.
این متن با استفاده از هوش مصنوعی بر اساس منابع زیر تهیه شده است:
politico.com/news/2026/04/10/hed-at-100-days-mamdani-is-already-a-different-kind-of-mayor-00865897
vox.com/podcasts/486674/zohran-mamdani-100-days-democrats-schumer-midterms
nytimes.com/2026/04/10/nyregion/mamdani-100-days.html
bbc.co.uk/news/articles/czd782pjgq3o
aljazeera.com/news/2026/4/10/potholes-and-progress-mamdani-reflects-on-100-days-as-new-yorks-mayor
courthousenews.com/mamdani-posts-positive-approval-at-100-days-into-first-term-as-nyc-mayor
vitalcitynyc.org/mamdani-first-100-days-scorecard-nyc
maristpoll.marist.edu/polls/mayor-mamdanis-first-100-days-april-2026
monocle.com/affairs/politics/100-days-of-zohran-mamdani-new-york-city-mayor
cityandstateny.com/politics/2026/04/mamdanis-first-100-days-good-bad-and-ugly/412747