در نشست همفکری درباره حملونقل عمومی رایگان در تهران، با حضور کارشناسان و علاقهمندانِ مسائل شهری از جنبههای گوناگون به ایده حملونقل عمومی رایگان و چگونگی جابجایی و حضورمان در شهر میپردازیم و درباره آن با یکدیگر گفتگو میکنیم.

شهابالدین کرمانشاهی
پژوهشگر حملونقل شهری؛ عضو هیئت علمی دانشکده شهرسازی دانشگاه تهران
دیدگاههای مدیران کلانشهرهای ایران درباره حملونقل همگانی

بهروز شیخرودی
تحلیلگر اقتصاد شهری؛
معاون سابق محاسبات و پایش عملکرد شورای شهر تهران
بلیت رایگان برای حملونقل عمومی در تهران؛ تصمیم احساسی یا گزینه امکانپذیر و موثر؟

محمد نظرپور
پژوهشگر مطالعات شهری و جابهجایی شهری
فضای عمومی در حرکت؛ بازاندیشی در شیوههای جابهجایی ما در شهر

زهرا صفرلو
پژوهشگر حملونقل شهری، دانشآموخته مدیریت شهری دانشگاه تهران
تجارب بینالمللی رایگانسازیِ حملونقلِ همگانی
اطلاعات برگزاری:
- تاریخ و زمان: چهارشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۳۰ تا ۱۹:۳۰
- نشانی: خیابان دکتر فاطمی، خیابان شهید دائمی، ابتدای کوچه جعفری آذردابانلو شماره ۲۶
(از سمت بلوار کشاورز: خیابان کبکانیان، انتهای کوچه جعفری آذردابانلو شماره ۲۶)
برای حضور در نشست لطفا ثبت نام کنید:
چرا حملونقل عمومی رایگان ارزش فکر کردن دارد؟
پس از فاجعه آبان ۹۸ یکی از اقتصاددانان جوان ایران در پادکست خود گفت وقتی در یک مهمانی خانوادگی منطق افزایش قیمت را برای بستگانش توضیح میداده با این سوال مواجه شده که «شما اقتصاددانها غیر از گران کردن هم چیزی بلدید؟» و در آن لحظه او یکمرتبه متوجه شده دیگر زبان مشترکی با مردم ندارد و باید از زاویهای جدید به مسئله نگاه کند.
در روزهای جنگ، حملونقلِ عمومیِ برخی از شهرهای ایران مثل تهران، ارومیه و ساوه رایگان شد و توجه برخی را به گونههای دیگری از ساماندهی امر عمومی جلب کرد. به نظر میرسد این تجربه در برخی نقاط ایران، باعث شده چشماندازی از برخی امکانات جدید برای پرداختن به مسائلِ چندلایه و درهمتنیده اقتصادیاجتماعی ما باز شود.
وقتی تلاش برای جبرانِ فشارِ ناشی از افزایشِ قیمتها با یارانه نقدی در سالهای اخیر، هیچگاه حریف تورم نشده، ایده رایگان کردن حملونقل عمومی یک زاویه جدید برای پرداختن به موضوع را به ما یادآور میشود: وقتی همهچیز را گران میکنیم، چرا بهجایش، یک چیز – مثلا یکی از خدمات یا کالاهای عمومی – را ارزان و رایگان نکنیم؟ آیا نمیتوان منابعی را که از چنین طرحهایی آزاد میشود، بدون تن دادن به دردسرهای پایانناپذیرِ شناسایی و دهکبندی، برای تقویت و توسعه کالاها و خدمات همگانی که بیشتر مورد استفاده بخشهای کمبرخوردارتر جامعه است هزینه کرد؟ تفاوت تخصیص یارانه به کالاها و خدماتی مانند حملونقلِ عمومی، معیشت پایه، دسترسی به اینترنت و جریان اطلاعات، آموزش و بهداشتودرمان با کالاهایی مثل انرژی در این است که امکان مصرف بیرویه آنها مثل انرژی و در نتیجه، تولید ارزش اقتصادی کاذب با اتکا به یارانه و رانتِ انرژی، در آنها امکانپذیر نیست.
آیا ایده رایگان ساختن حملونقل عمومی میتواند به نشانهای از یک تغییر رویه – یا دست کم تلاشی – برای پرداختن به یکی از عمیقترین نیازمندیهای ایرانیان در روزگار حاضر یعنی «تقویت امور عمومی و نگاههای فراگیر» در کشور بدل شود؟
یکی از بزرگترین پروژههای اقتصادی که در دهههای اخیر در ایران به اجرا در آمده «خصوصیسازی» است؛ پروژهای که به گواه بسیاری از اقتصاددانان به نتایج مطلوب خود نرسید و حتی مسائل جدیدی را نیز به اقتصاد کشور تحمیل کرد. وقتی ساختارهای اقتصادی – چنانچه در عمل نیز آزمون شد – امکان تحقق اهداف خصوصیسازی را ندارند و ایجاد تغییر و پویایی، نگاههای دیگری را طلب میکند، آیا ایده رایگان ساختن حملونقل عمومی نمیتواند حاوی یک نگاه جدید برای حل مسائل عمیق و مزمن در کشور باشد؟ اگر خصوصیسازیِ اموال دولتی، ناگزیر در هزارتوی رانت و فساد زمینگیر میشود، آیا میتوان با «عمومیسازی»، آنها را در مرکز توجه قرار داد و برای بالابردن کیفیت و کارآمدیشان تلاش کرد؟
ترافیک، یکی از معضلات دیرینه کلانشهری مثل تهران است. افتتاح اتوبانهای متعدد شرقیغربی و شمالیجنوبی، تونلهای گوناگون و بزرگراههای چندطبقه هیچ کدام نتوانستند مشکل ترافیک تهران را حل کنند.
توسعه بزرگراهها شهروندان را به استفاده هر چه بیشتر از خودروهای شخصی در شهر تشویق کرد و بدین ترتیب ترافیک در تهران رفتهرفته به یک مسئله غیرقابلحل تبدیل شد. وقتی چند دهه خودرومحوری بر شیوههای جابجایی ما در شهر سیطره یافته و ترافیک تهران به یک مسئله غیرقابلحل تبدیل کرده، آیا رایگان کردن نمیتواند حملونقلِ عمومی را دوباره به عنوان گزینه اصلی جابجایی روی میز شهر بگذارد؟
بسیاری از شهروندان تهران، در سالهای اخیر، احساس میکنند وقتگذراندنشان در شهر با هزینههای قابل توجهی همراه شده است؛ وقتگذراندنی که در بسیاری از مناطق به سمت رستورانها، کافهها، پاساژها و دیگر مکانهای پولی گرایش پیدا کرده و در بسیاری از محلهها دیگر میدانِ عمومیِ پررونقی برای حضور شهروندان به چشم نمیخورد.اگر پول چندانی در جیبت نباشد، به سختی میتوانی جایی برای خودت در شهر پیدا کنی. اگر دستت خالی باشد، شهر با بیتفاوتی تو را پس میزند. حتی مسجدها – اگر وقت نماز نباشد یا برنامه دیگری در حال برگزاری نداشته باشند – به ندرت در را به رویت باز میکنند.
وقتی بخش زیادی از حضور شهروندان در کلانشهری مثل تهران در جابجایی سپری میشود، آیا رایگان کردن حملونقل عمومی نمیتواند حاوی این پیام مهم و حیاتی به شهروندان باشد که «مهم نیست چقدر پول دارید، به هر جایی که میخواهید سفر کنید. حضور شما در شهر مغتنم است»؟!
این روزها بسیاری در ایران تلاش میکنند تا امور عمومی و فراگیر را در دورانِ ترمیم و تابآوریِ پساجنگ، بر خلاف سیاستهایی مثل اینترنت پرو، به گونهای تعریف کنند تا همه را – فارغ از اینکه سبک زندگیشان چگونه است یا چقدر در حساب بانکیشان پول دارند – در بر بگیرد.
به نظر شما آیا رایگان کردن حملونقل عمومی در برخی از شهرها، میتواند به عنوان آزمایشی هرچند کوچک – اما شاید جریانساز – برای تمرین شیوهای جدید از مواجهه با مسائل جمعی و امور عمومی ما قلمداد شود؟
برای مطالعه درباره ایده رایگان کردن حملونقل عمومی به «وقتی دروازههای حضور در شهر به روی همه باز میشود؛ تحلیلی درباره سیاست حمل و نقل عمومی رایگان» در مجله دقیقه و «رایگانسازی روی ریل تردید؛ کارشناسان و مدیران شهری درباره پیامدهای رایگان شدن حملونقل عمومی اختلافنظر دارند» در روزنامه پیام ما مراجعه کنید.


