مشارکت موثر و سیاست‌مدار بی‌اثر

turnout-influence

نرخ اندک مشارکت انتخابات مجلس در اسفند ۱۴۰۲ توجه زیادی را در ایران به خود جلب کرد. این نکته اگرچه از اهمیت زیادی برخوردار است، اما پیام این انتخابات تنها عدم مشارکت اکثریت مردم نیست. بررسی رفتار رأی‌دهندگان در این انتخابات نشان می‌دهد نوعی افت مشارکت حتی در میان کسانی که رأی داده‌اند، در برخی از شهرهای بزرگ رخ داده است. این نوشتار ادعا می‌کند نرخ مشارکت سیاسی برای ارزیابی کارایی نهاد انتخابات کافی نیست و شاخصی جدید به نام «نرخ مشارکت موثر در انتخابات» برای سنجش دقیق‌تر مشارکت سیاسی مردم در انتخابات و ارزیابی عملکرد نهاد انتخابات پیشنهاد می‌دهد. مطابق این شاخص، نمرۀ عملکردِ نهادِ انتخاباتِ تهران در انتخابات ۱۴۰۲ چندان بیشتر از ۸ از ۱۰۰ نیست.

کمترین مشارکت سیاسی

دوازدهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی در ۱۱ اسفند ۱۴۰۲ برگزار شد و پایین‌ترین نرخ مشارکت در مجالس پس از انقلاب را به نام خود ثبت کرد. به گفته وزیر کشور، این انتخابات تنها ۴۱% از مردم را پای صندوق‌های رأی کشاند[۱].

این کاهش مشارکت با وجود‌ تبلیغات زیاد برای حضور هرچه بیشتر مردم در انتخابات صورت گرفت. در انتخاباتِ قبلیِ مجلس در سال ۹۸ برخی افت مشارکت به ۴۲.۵% را به پای کرونا نوشتند. اما این بار خبری از کرونا نبود تا افت مشارکت به پای آن نوشته شود و کم‌وبیش همان نرخ مشارکت دوباره تکرار شد.

متوسط نرخ مشارکت در مجالس شورای اسلامی از ۱۳۵۸ تا ۱۳۹۴ حدود ۶۰٪ است (خط‌چین خاکستری). اما این مقدار در سال‌های ۱۳۹۸ و ۱۴۰۲ به ۴۲.۶٪ و ۴۱٪ کاهش یافته و یک‌سوم کم شده است. سیاست داخلی ایران در سال‌های اخیر به نقطه‌ای رسیده که اکثریت مردم انتخابات را مثل گذشته عاملی اثرگذار در تعیین سرنوشت خود نمی‌دانند و نمایندگان سیاسی خود را در آن جستجو نمی‌کنند[۲].

وضعیت متمایز پایتخت و شهرهای بزرگ

 نرخ مشارکت در انتخابات ۱۴۰۲ در شهر تهران حدود ۲۴% بوده که از ۲۵.۴% نرخ مشارکت در سال ۹۸ هم کمتر است. متوسط نرخ مشارکت شهر تهران از ۱۳۵۸ تا ۱۳۹۴ برابر با ۴۵.۳٪ بوده اما در سال‌های ۱۳۹۸ و ۱۴۰۲ به ۲۵.۴٪ و ۲۴٪ کاهش یافته و کم‌وبیش نصف شده است. به بیان دیگر، افت مشارکت در پایتخت ۱.۵ برابر افت مشارکت در کل کشور است.

شهرهای بزرگ محل انباشته‌شدنِ نیروهای اجتماعی و تولید توش و توانِ سیاسی در کشورها هستند. به همین خاطر، بررسی میزان عاملیت مردم در آن‌ها رهیافتِ مناسبی برای تحلیل کارآمدی فرایندهای سیاست داخلی در یک کشور است و سازماندهی نیروهای اجتماعی و نمایندگیِ کارآمد ایده‌های سیاسی مردم معمولا در شهرهای بزرگ امکان تحقق بیشتری دارند.

به همین خاطر، جریان‌های سیاسی و احزاب فراگیر معمولا مهم‌ترین لیست‌هایشان را در پایتخت و دیگر شهرهای بزرگ ارائه می‌دهند و مهم‌ترین رقابت‌های انتخاباتی بین آن‌ها در اکثر اوقات در همین شهرها معنا پیدا می‌کند. در شهرهای بزرگ و پرجمعیت رقابت بین نامزدها کمتر رنگ و نشان رقابت‌های قومی و محلی دارد و وعده‌های انتخاباتی فراتر از طرح‌های عمرانی است، چیزی که از اساس وظیفه نماینده‌های مجلس هم به شمار نمی‌رود. تضعیف شهرهای بزرگ در انتخابات مجلس سبب می‌شود تهیه و تصویبِ طرح‌های مهم و ملی که تمام کشور را تحت تأثیر قرار می‌دهد به دست نماینده‌هایی انجام شود که بعضا نگاه ملی و توان کارشناسی‌ آن‌ها در برابر ترجیحات محلی‌شان کم‌رنگ است.

تحلیل رفتار انتخاباتی شهرهای بزرگ

سیاست یک بازی گروهی است و افول آن در شهرهای بزرگ، خود را نه تنها در کاهش مشارکت، بلکه در رفتار رأی‌دهندگان نیز نشان می‌دهد. در این نوشتار با بررسی آرای نامزدهای شهرهای بزرگ، قصد داریم این مسئله را با مقایسه نتایج چند انتخابات اخیر مورد بررسی دهیم. تحلیل داده‌های انتخاباتی نشان می‌دهد علی رغم ارائه لیست‌های رنگ‌ و وارنگ، رقابت‌های سیاسی در انتخابات مجلس در مقایسه با گذشته شباهت کمتری به بازی گروهی دارد و بیشتر به یک بازی فردی با اثرگذاری ناچیز تبدیل شده است.

در این نوشتار سراغ شهرهایی رفتیم که دست کم ۴ نماینده به مجلس می‌فرستند. این شهرها عبارتند از[۳]:

  • تهران (حوزه انتخابیه تهران، شمیرانات، اسلام‌شهر، ری و پردیس با ۳۰ کرسی)
  • تبریز (حوزه انتخابیه تبریز و آذرشهر و اسکویه با ۶ کرسی)
  • اصفهان (حوزه انتخابیه اصفهان، جرقویه، ورزنه و هرند و کوهپایه با ۵ کرسی)
  • مشهد (حوزه انتخابیه مشهد و کلات با ۵ کرسی)
  • شیراز (حوزه انتخابیه شیراز و زرقان با ۴ کرسی)

شفافیت کم‌رنگ در آمار و ارقام انتخابات

براساس ماده ۲۷ قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی و ماده ۹۵ آیین نامه اجرایی آن، فرمانداران و بخشداران مراکز حوزه‌های انتخابیه موظف هستند بلافاصله پس از خاتمه رأی‌گیری و شمارش آراء، نتایج حاصله را با هیأت‌های نظارت حوزه انتخابیه خود تطبیق داده و طی صورت‌جلسه‌ای به وزارت کشور و شورای نگهبان ارسال و سپس در رسانه‌های گروهی اعلام نمایند. (+ و +) این کار از طریق فرمی صورت می‌گیرد که به فرم شماره ۷۸ معروف است و در آن، علاوه بر آمار کلی انتخابات حوزه (مجموع آرای مأخوذه یا صحیح)، اسامی و تعداد آرای تمامی نامزدهای حاضر در حوزه، اعلام می‌شود.

اما فرم ۷۸ حوزه‌های انتخابیه در سال ۱۴۰۲، در وب‌سایت رسمی وزارت کشور در دسترس نیست (در حالی که برای انتخابات دوره قبلی مجلس این فرم برای تمامی حوزه‌های انتخابیه در وبسایت وزارت کشور منتشر شده است) و برای یافتن آرای نامزدهای هر حوزه باید به وب‌سایت فرمانداری‌های آن حوزه مراجعه کرد و از میان آرشیو اخبار، به فرم ۷۸ آن حوزه انتخابیه دست یافت، البته اگر این فرم به صورت عمومی منتشر شده باشد. از طرف دیگر نرخ مشارکت هم فقط در سطح استان‌ها به صورت رسمی اعلام شده (+)، و برای همه حوزه‌های انتخابیه در سطوح خردتر آماری از نرخ مشارکت منتشر نشده است. در فرم ۷۸ بسیاری از حوزه‌های انتخابیه سال ۱۴۰۲ نیز، مجموع آرای مأخوذۀ آن حوزه اعلام نشده و به ذکر مجموع آرای صحیح مأخوذه بسنده شده است. در حالی که در انتخابات سال ۹۸، مجموع آرای مأخوذه هر حوزه نیز در این فرم قابل مشاهده بود و از روی آن امکان محاسبه نرخ مشارکت در هر حوزه وجود داشت. در هر حال، ارائه ناقص آمار و ارقام مربوط به انتخابات از سوی وزارت کشور، تناسبی با تلاش‌های صورت‌گرفته برای الکترونیکی شدن انتخابات در ایران ندارد و گام‌هایی روبه‌عقب نیز در آن دیده می‌شود.

پخش شدن آرا بین نامزدها و تضعیف رقابت بین احزاب سیاسی

برای بررسی آرای نامزدها، تعداد نامزدها، مجموع آرای نامزدها و سهم آرای «nنامزد اول» تا «nنامزد چهارم» برای هر یک از شهرهای یادشده در ادامه آمده است. منظور از n، تعداد کرسی‌های نمایندگی در آن حوزه است که لیست‌های انتخاباتی احزاب نیز معمولا متناسب با همان بسته می‌شود. به عنوان نمونه، در شهر تهران ۳۰ کرسی نمایندگی وجود دارد و لیست‌های احزاب و گروه‌ها ۳۰ نفره بسته می‌شوند. هر چقدر سهم n نامزد اول از کل آرا بیشتر باشد به این معناست که یکی از گروه‌های سیاسی موفق شده در رقابت برای جذب آرای مردم عملکرد بهتری داشته باشد و نمایندگان خود را به صورت کامل وارد مجلس کند. توزیع سهم آرای nنامزد اول، nنامزد دوم، nنامزد سوم و nنامزد چهارم از کل آرا تصویری کلی از وضعیت گروه‌ها و احزاب حاضر در انتخاب و رفتار رأی‌دهنده‌ها در قبال آنان ارائه می‌دهد. این موارد همراه با تعداد نامزدهای تایید صلاحیت‌شده در انتخابات ۱۳۹۸ و ۱۴۰۲، برای شهرهای یادشده در جدول زیر آمده است.

 

 

سال

تهران

تبریز

اصفهان

مشهد

شیراز

تعداد نامزدها

۱۳۹۸

۱،۲۶۰

۹۵

۱۰۷

۲۷۵

۹۵

۱۴۰۲

۳،۳۷۲

۲۵۸

۲۶۲

۴۸۹

۲۶۱

مجموع آرای تمامی نامزدها

۱۳۹۸

۲۷،۶۴۳،۷۷۰

۸۹۸،۹۰۳

۱،۵۹۴،۶۳۳

۲،۸۳۷،۶۰۴

۸۹۸،۹۰۳

۱۴۰۲

۱۸،۸۷۲،۵۴۵

۱،۱۱۷،۲۶۵

۱،۴۴۹،۹۴۶

۲،۶۵۵،۴۰۰

۷۶۳،۱۶۱

سهم nنامزد اول از مجموع آرای نامزدها

۱۳۹۸

۸۵.۸%

۷۲.۴%

۶۲.۶%

۶۸.۲%

۶۰.۹%

۱۴۰۲

۵۲.۴%

۴۰%

۴۰.۹%

۴۵.۳%

۳۲.۳%

سهم nنامزد دوم از مجموع آرای نامزدها

۱۳۹۸

۶.۹%

۱۲.۸%

۱۷.۹%

۷.۸%

۱۷.۲%

۱۴۰۲

۲۶.۳%

۲۳.۲%

۲۳.۱%

۱۶.۷%

۲۳.۷%

سهم nنامزد سوم از مجموع آرای نامزدها

۱۳۹۸

۱.۶%

۴.۰%

۶.۹%

۳.۰%

۷.۰%

۱۴۰۲

۸.۵%

۱۱٫۸%

۱۰.۱%

۶.۸%

۹.۹%

سهم nنامزد چهارم از مجموع آرای نامزدها

۱۳۹۸

۰.۸%

۲.۵%

۳.۱%

۱.۸%

۲.۹%

۱۴۰۲

۲.۶%

۳٫۸%

۳.۴%

۲.۷%

۶.۰%

بررسی تعداد آرای نامزدها در شهرهای مذکور دو نتیجه مهم در پی دارد:

  • افزایش نامزدها به جای افزایش آرا: تعداد نامزدهای حاضر در انتخابات در سال ۱۴۰۲ نسبت به سال ۱۳۹۸ افزایش قابل توجهی داشته است. این افزایش در کل کشور هم به چشم می‌خورد (۶۸%)، اما در شهرهای بزرگ این افزایش قابل ملاحظه‌تر است و به ۲.۵ برابر مقدار متناظر آن در کل کشور می‌رسد. این در حالیست که مجموع آرای نامزدها در اغلب شهرها کاهش یافته است.
  • پخش‌شدن آرا علی رغم کاهش مشارکت: مقایسه سهم آرای nنامزد اول و دوم و سوم و چهارم هر حوزه انتخابیه از مجموع آرای نامزدها در سال ۱۳۹۸ و ۱۴۰۲ حکایت از پخش شدن آرا بین نامزدها دارد، به گونه‌ای که سهم آرای nنامزد اول هر حوزه انتخابیه در سال ۱۴۰۲ با کاهش روبه‌رو بوده و در مقابل، سهم آرای nنامزد دوم و سوم و چهارم افزایش یافته است. این اتفاق در حالی افتاده که کاهش آرا می‌توانست مثل انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۴۰۰ با پیروزی قاطع یکی از گروه‌ها همراه باشد، اما در این انتخابات کاهش آرا به هیچ رو به چنین نتیجه‌ای منجر نشده است.

افزایش تعداد نامزدها و پخش شدن بیشتر آرا بین آنها در شهرهای بزرگ را می‌توان نشانگر ضعف احزاب و لیست‌های منتسب به آنها در رقابت انتخاباتی و پررنگ شدن نقش افراد در بازی سیاسی حاضر دانست. در واقع رأی‌دهندگان در این شهرها، افراد حاضر در انتخابات را بر احزاب و لیست‌های سیاسی رجحان داده‌اند؛ اتفاقی که می‌تواند نشانه‌ای باشد از افول کار سیاسی در قالب احزاب و گروه‌های شناسنامه‌داری که هویت مشخص سیاسی دارند و بعدا می‌توان حزب و گروه‌شان را مسئول عملکرد نماینده‌شان دانست. بیهوده نیست اگر بگوییم بدون دسته‌ها و احزاب سیاسی، مخصوصا در شهرهای بزرگ، مشارکت سیاسی شهروندان در عمل نیز بی‌معنا خواهد بود.

صرف نظر کردن از دو سوم حقِ رأی در رأی‌دهندگان تهرانی

مورد در خور توجه دیگری که در نتایج انتخابات ۱۴۰۲ در تهران خودش را نشان می‌دهد، افزایش ردیف‌های خالی‌مانده در برگه‌های رأی است. هر برگ رأی در تهران ۳۰ ردیف دارد و هر شهروندی که در انتخابات مجلس در این شهر شرکت می‌کند، می‌تواند از این ۳۰ حق رأی استفاده کند. در اعلام آمار انتخابات، رأی‌هایی را باطله یا سفید به شمار می‌آورند که اسم هیچ نامزدی در هیچ‌کدام از ردیف‌های آن نوشته نشود. بنابراین اگر یک شهروند تهرانی، فقط اسم یک نامزد را هم روی برگه رأیش بنویسد و ۲۹ ردیف دیگر را خالی بگذارد، رأیش صحیح به حساب می‌آید، اما او از ۲۹ حق انتخابات خود صرف نظر کرده است.

اگر تعداد آرای مأخوذه تهران را در ۳۰ (تعداد کرسی‌های نمایندگی این شهر و تعداد ردیف‌های رأی در برگه‌های انتخابات آن) ضرب و آنگاه مجموع آرای نامزدهای تهران را بر این عدد تقسیم کنیم، به نسبتی می‌رسیم که نشان می‌دهد مردم شهر تهران که تا پای صندوق‌های رأی رفته‌اند، تا چه حد از حق انتخاب‌شان در این انتخابات استفاده کرده‌اند. این عدد را همراه با متوسط تعداد اسامی نامزدها در برگه‌های رأی سه انتخابات اخیر تهران در جدول زیر مشاهده کنید:

سال

۱۳۹۴

۱۳۹۸

۱۴۰۲

نسبت مجموع آرای نامزدها به مجموع آرای مأخوذه ضرب در ۳۰

۵۹.۹

۴۹.۹

۳۳.۷

متوسط تعداد اسامی نوشته‌شده روی هر برگ رأی

۱۸.۰

۱۵.۰

۱۰.۱

این داده‌ها بیانگر آن است که رأی‌دهندگان تهران در سه دوره اخیر تمایل بسیار کم‌تری برای استفاده از حق رأی‌شان نشان داده‌اند و نه تنها ۵۰% کم‌تر از دوره‌های قبل (قبل از سال ۹۸) پای صندوق رفته‌اند، بلکه همان‌ها که پایشان به شعب اخذ رأی رسیده، بسیار کم‌تر از دوره‌های قبل (حدود نصف سال ۹۴) اسامی نامزدهای انتخابات را روی کاغذ نوشته‌اند و باقی ردیف‌ها را خالی گذاشته‌اند. به عبارت دیگر، اگر اکثریتی را که در انتخابات شرکت نکرده‌اند، کنار بگذاریم و بخواهیم تنها درباره میزان مشارکت رأی‌دهندگان صحبت کنیم، باید بگوییم ترکیب‌ نامزدها و لیست‌های انتخاباتی در انتخابات ۱۴۰۲ تنها توانسته یک سوم حق انتخاب رأی‌دهندگان را فعال کند (۳۳٫۷%). رأی‌دهندگان تهرانی در این انتخابات از استفاده از دوسوم حق رأی خود صرف نظر کرده‌اند (۶۴٫۳%).

تهران با اختلاف بسیار زیاد، بیشترین نماینده را در مجلس دارد (تعداد نماینده‌های تهران از مجموع چهار حوزه انتخابیه بعدی، یعنی تبریز، مشهد، اصفهان و شیراز هم ۵۰% بیشتر است). هم‌چنین تمرکز قدرت سیاسی در تهران باعث می‌شود معمولا نماینده‌های این شهر، تأثیرگذارترین نماینده‌های بهارستان به شمار بیایند و احزاب سیاسی، برای انتخابات تهران اهمیت بیشتری قائل باشند و در بسیاری از اوقات، رقابت اصلی احزاب در انتخابات مجلس، در صندوق‌های رأی تهران معنا پیدا کند.

احزاب و جناح‌های سیاسی در انتخابات تهران از طرفداران‌شان می‌خواهند که از تمامی ردیف‌های برگه رأی‌شان استفاده کنند و به‌طور کامل به فهرست ارائه‌شده از سوی حزب و جناح مدنظر رأی دهند. این تأکید در حذف نامزدهای انتخاباتی فهرست‌های رقیب هم موثر است. اما افزایش ردیف‌های رأی خالی‌مانده در برگه‌های رأی صحیح در دو انتخابات اخیر تهران، خود نشانه دیگری از جدی نگرفتن رقابت سیاسی بین احزاب و جناح‌های سیاسی از جانب رأی‌دهندگان است، چرا که حتی حاضر نشده‌اند برگه‌های رأی خود را به‌طور کامل پر کنند و به طور متوسط دو سوم ردیف‌های آن را در انتخابات اخیر خالی گذاشته‌اند.

پیشنهاد محاسبه «نرخ مشارکت موثر در انتخابات» در کنار «نرخ مشارکت سیاسی»

شاخص مشارکت سیاسی جامعه که معمولا از آن به اختصار با عنوان درصد مشارکت یاد می‌شود، با تقسیم تعداد افرادی که رأی داده‌اند بر تعداد کسانی که واجدان شرایطِ رأی دادن هستند محاسبه می‌شود. این شیوه محاسبه، در انتخابات ریاست جمهوری که هر نفر تنها به یک کاندیدا رأی می‌دهد، کارایی مناسبی دارد و عملکرد مجموعه نهادهای برگزارکننده انتخابات، نیروهای سیاسی و مردم را کم‌و‌بیش به خوبی نشان می‌دهد. اما در انتخابات مجلس، شورای شهر و مجلس خبرگان که در بسیاری از شهرهای کشور، هر فرد واجد شرایط باید بیش از یک انتخاب انجام دهد و نام چند نفر را در برگه رأی بنویسد، نرخ مشارکت سیاسی افراد، عملکرد سازوکارها و نهادهای برگزارکننده انتخابات و اثرگذاری سیاست‌های‌ معطوف به آن را به خوبی توصیف نمی‌کند و تنها نشان‌دهنده گرایش عمومی مردم به صندوق رأی است. به عبارت دیگر، شاخص نرخ مشارکت سیاسی، برای بازگو کردن عملکرد انتخابات مجلس کارایی لازم را ندارد. برای اینکه ببینیم عملکرد سازوکارهای انتخاباتی در انتخابات مجلس چگونه است باید ببینیم فردِ واجدِ شرایط در مجموع چقدر از حق رأی خود استفاده می‌کند.

نهاد انتخابات زمانی عملکرد قابل قبولی خواهد داشت که زنجیره‌ای از عوامل به خوبی در کنار یکدیگر کار کنند. به عنوان نمونه باید جریان‌های سیاسی آزادی عمل داشته باشند و با شناسنامه خود در عرصه عمومی حاضر شوند تا به واسطه فعالیت‌ و سابقه خود، قابلیت‌هایشان را به مردم عرضه کنند و مردم بتوانند آن‌ها را شناسایی کنند و با انتخاب خود آن‌ها را بیازمایند. اگر این چرخه به درستی کار نکند و جریان‌های سیاسی توفیقی در عرضه خود نداشته باشند و مردم نتوانند آن‌ها را شناسایی کنند، حتی اگر واجدان شرایط تصمیم گرفته باشند تا تحت هر شرایطی پای صندوق رأی حاضر شوند و رأی بدهند، همچنان نمی‌توانند نام کاندیداها را در برگه‌های رأی بنویسند. در این صورت حق انتخاب ایشان فعال نمی‌شود و به صورت کامل در انتخابات مشارکت نمی‌کنند.

اگر سپهر سیاست داخلی نتواند به اندازه کافی گزینه برای نمایندگی سیاسی مردم ارائه کند، واجدان شرایط نمی‌توانند از تمام حق رأی خود استفاده کنند و با حداکثر توان خود در انتخابات مشارکت کنند. در حقیقت اگر مجموعه این عوامل به درستی کار نکنند، نه تنها مشارکت واجدان شرایط در انتخابات کم می‌شود (مشارکت سیاسی)، بلکه مشارکت رأی‌دهندگان نیز با خالی گذاشتن بخش قابل توجهی از برگه رأی کاهش پیدا می‌کند. اما این اتفاق در شاخص «نرخ مشارکت سیاسی» بازتاب نمی‌یابد. به همین خاطر پیشنهاد می‌شود برای سنجش عملکرد انتخابات مجلس علاوه بر نرخ مشارکت سیاسی افراد، از «نرخ مشارکت موثر در انتخابات» استفاده شود.

تعریف شاخص «مشارکت موثر در انتخابات»

در این شیوه محاسبه، مشارکت هر فرد با توجه به تعداد نامزدهایی که در برگه رأی می‌نویسد حساب می‌شود. به این ترتیب اگر فردی در انتخابات شرکت نکند، یا شرکت کند اما نام هیچ نامزدی را در برگه رأیش ننویسد و اصطلاحا رأی خود را سفید در صندوق بیاندازد، مشارکتش در انتخابات بدون تاثیر و برابر با «صفر» خواهد بود. اگر مثلا یک رأی‌دهنده در تهران که ۳۰ کرسی نمایندگی دارد، به نوشتن نام ۶ نامزد در برگه رأی خود بسنده کند و بقیه ردیف‌ها را خالی بگذارد، مشارکتش در انتخابات برابر با «۰٫۲» خواهد بود (۶ تقسیم بر ۳۰). در این شیوه، نرخ مشارکت موثر برابر خواهد بود با متوسط نرخ مشارکت تمامی واجدان شرایط، چه آن‌ها که رأی داده‌اند و چه آن‌ها که رأی نداده‌اند. 

نرخ مشارکت موثر در انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰

«مشارکت موثر در انتخابات» نوعِ تعمیم یافتۀ «مشارکت سیاسی» است که معمولا از آن استفاده می‌شود. در انتخابات ریاست جمهوری تعداد انتخاب‌های رأی‌دهنده برابر با ۱ است (n=1)، به همین خاطر تفاوت چندانی بین نرخ مشارکت سیاسی و نرخ مشارکت موثر در انتخابات وجود ندارد. در این حالت تنها تفاوت، مربوط به آرای باطله یا سفید خواهد بود. در نرخ مشارکت سیاسی که معمولا به صورت رسمی به آن استناد می‌شود، نرخ مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری برابر است با حاصل تقسیم کلیۀ آرای مأخوذه به واجدان شرایط، اما در نرخ مشارکت موثر در انتخابات، نرخ مشارکت برابر است با حاصل تقسیم تعداد آرای صحیح (غیرسفید) تقسیم بر تعداد واجدان شرایط. به عنوان نمونه نرخ مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال ۱۴۰۰ برابر با ۴۲٫۶%  و ۶٫۳% کمتر از نرخ مشارکت سیاسی است.

نتایج سیزدهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران

واجدان شرایط

۵۹,۳۰۷,۵۴۷

آرای ماخوذه

۲۸,۹۸۹,۵۲۹

آرای باطله (سفید)

۳,۷۴۰,۶۸۸

آرای صحیح

۲۵,۲۴۸,۸۴۱

مشارکت سیاسی

۴۸٫۹%

مشارکت در انتخابات

۴۲٫۶%

شاخص «نرخ مشارکت موثر در انتخابات» عملکرد نهاد انتخابات در یک کشور را در مقایسه با شاخص «نرخ مشارکت سیاسی» بهتر منعکس می‌کند. فرض کنید شخصی که اعتقاد راسخی به صندوق رأی دارد و همیشه در انتخابات مجلس شرکت می‌کرده و به نمایندگان مورد نظر خود رأی می‌داده به شهر دیگری نقل مکان کند و بعد از چند سال زندگی در شهر جدید کسی را پیدا نمی‌کند تا به او رأی دهد و هر بار رأی خود را سفید به صندوق می‌اندازد. رأی چنین شخصی نشانه گرایش او به نظام پارلمانی به طور کلی است و برای محاسبه نرخ کلی گرایش به صندوق‌های رأی موجود باید آن را شمارش کرد. اما اگر بخواهیم عملکرد نهاد انتخابات در شهر جدید را مورد بررسی قرار دهیم، نمی‌توان به واسطه رأی این شخص به عملکرد نهاد انتخابات در این شهر نمره مثبت داد. در حقیقت، نهاد انتخابات موفق نشده حق رأی این شخص را فعال کند و نامزدی به او ارائه کند. عملکرد نهاد انتخابات وقتی هویدا می‌شود که شهروندان نمایندگان سیاسی خود را به صورت مستمر در میان کاندیداها پیدا کنند و نام آن‌ها را در برگه‌های رأی خود بنویسند. در نتیجه بهتر است برای ارزیابی نهاد انتخابات از شاخص «نرخ مشارکت موثر در انتخابات» استفاده کرد.

نرخ مشارکت موثر در انتخابات تهران ۱۴۰۲

نرخ مشارکت موثر در انتخابات در میان مردم تهران در سال ۱۴۰۲ مطابق تعریف ارائه شده برابر ۸٫۱% است. این مقدار در انتخابات ۱۳۹۸ که نرخ مشارکتِ سیاسی، کم‌وبیش‌ وضعیت مشابهی داشته، برابر با ۱۲٫۷% بوده است. به عبارت دیگر نرخ مشارکت موثر در انتخابات در شهر تهران در سال ۱۴۰۲ در مقایسه با دوره قبل به اندازه یک‌سوم کم شده است، در حالیکه تغییرات مشارکت سیاسی در این فاصله اندک بوده است.

۱۳۹۴

۱۳۹۸

۱۴۰۲

تعداد واجدان شرایط

۷,۱۶۸,۶۸۳

۷,۲۷۸,۸۴۳

۷,۷۷۵,۳۵۷

مجموع آرای مأخوذه

۳,۴۴۰,۹۶۸

۱,۸۴۸,۸۲۶

۱,۸۵۷,۳۹۵

نرخ مشارکت سیاسی

۴۸.۰%

۲۵.۴%

۲۴.۰%

مجموع آرای تمامی نامزدها

۶۱,۸۱۱,۹۵۴

۲۷,۶۴۳,۷۷۰

۱۸,۸۷۲,۵۴۵

تعداد کرسی‌ها

۳۰

۳۰

 30

تعداد کل آرای ممکن در صورت پر کردن تمامی برگه‌های رأی (تعداد واجدان شرایط * تعداد کرسی‌ها)

۲۱۵,۰۶۰,۵۰۰

۲۱۸,۳۶۵,۲۷۶

۲۳۳,۲۶۰,۷۱۰

نرخ مشارکت در انتخابات

۲۸٫۷%

۱۲٫۷%

۸٫۱%

نرخ مشارکت موثر در انتخابات تهران در سال ۱۳۹۴ برابر با ۲۸٫۷% بوده است و در انتخابات ۱۳۹۴ به ۱۲٫۷% کاهش یافته و تقریبا نصف شده است، اما این کاهش با کاهش نرخ مشارکت سیاسی همراه بوده است. به عبارت دیگر کاهش مشارکتی که در سال ۱۳۹۸ رخ داد بیشتر تحت تاثیر فاصله گرفتن مردم با صندوق بوده، اما کاهش نرخ مشارکت موثر در انتخابات ۱۴۰۲ بیشتر تحت تاثیر کاهش مشارکت رأی‌دهندگان است.

* * *

اگرچه برخی جریان‌ها ممکن است همچنان از نشستن بر صندلی‌های بهارستان خرسند باشند، اما هشدار کمتر شنیده‌شدۀ انتخابات ۱۴۰۲ آن است که پایگاه اجتماعی آنان حتی در میان رأی‌دهندگانشان نیز نسبت به گذشته تضعیف شده است. این پدیده در افت نرخ مشارکت موثر در تهران به خوبی قابل مشاهده است. اگر وزارت کشور داده‌های کامل‌تری از دیگر حوزه‌های انتخابیه منتشر کند، می‌توان عملکرد نهاد انتخابات را در سایر نقاط کشور نیز با محاسبه نرخ مشارکت موثر، محاسبه کرد. تاکنون مسیر همواری برای انجام این محاسبات و تحلیل نتایج انتخابات مجلس به وجود نیامده که البته چندان نیز جای تعجب ندارد. نهاد برگزارکننده در این انتخابات نمره خوبی نگرفته و انگیزه زیادی برای انتشار جامع و منظم اطلاعات ندارد. از طرف دیگر نمایندگانی نیز که از چنین فرایند تضعیف‌شده‌ای بیرون آمده باشند تمایل چندانی به بازخواست برگزارکنندگان و بهبود نهاد انتخابات ندارند.

ارجاع و پانویس

[۱] اعلام رسمی میزان مشارکت در انتخابات مجلس/ چند میلیون نفر رای دادند؟ دنیای اقتصاد ۱۴ اسفند ۱۴۰۲ (+)

[۲] بحران نمایندگی سیاسی در ایران، مجله تحلیلی دقیقه ۲۴ آذر ۱۴۰۱ (+)

[۳] حوزه‌های انتخابیه و کرسی‌های رسمی آن را بشناسید، وزارت کشور (+)

[۴] قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی، وبسایت شورای نگهبان (+)

    داده‌ها:

نویسندگان

دانش‌آموخته فیزیک و روزنامه‌نگار

دانش‌آموختۀ آمار و تحلیلگر داده

دیدگاه‌ها

۵ پاسخ

  1. سلام
    عالی، دمتون گرم
    یه سوال راجع به این بخش دارم:
    «افزایش تعداد نامزدها و پخش شدن بیشتر آرا بین آنها در شهرهای بزرگ را می‌توان نشانگر ضعف احزاب و لیست‌های منتسب به آنها در رقابت انتخاباتی و پررنگ شدن نقش افراد در بازی سیاسی حاضر دانست.»
    برای این نتیجه گیری باید واریانس آراء درون لیستی زیاد باشه، در غیر اینصورت نتیجه گیری برعکس میشه حتی، به این معنی که هر لیست بخشی از اراء رو به خودش اختصاص داده و درون هر لیست هم با اختلاف کم(معقولی) برخی افراد انتخاب و به مجلس راه پیدا کردند که این چیز بدی نیست.
    توزیع واریانس درون لیستی چه شکلیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *