تورم در حرکت (۲۳۰۴۵)

روایتی داده محور از اقتصاد ایران

آثار شرکت‌کنندگان جایزه دقیقه ۱۴۰۴

تورم در اقتصاد ایران صرفاً یک شاخص آماری یا عددی در گزارش‌های رسمی نیست؛ بلکه پدیده‌ای است که به‌طور مستقیم بر معیشت خانوار، قدرت خرید، تصمیم‌های اقتصادی و انتظارات جامعه اثر می‌گذارد. تجربه‌ی روزمره‌ی افزایش قیمت‌ها، تورم را به یکی از ملموس‌ترین و در عین حال پیچیده‌ترین چالش‌های اقتصاد ایران تبدیل کرده است.

با وجود اهمیت بالای تورم، بخش قابل توجهی از تحلیل‌ها به بررسی مقطعی این متغیر در سال‌های اخیر محدود می‌شوند و کمتر به رفتار بلندمدت آن توجه دارند. در حالی که بدون درک الگوهای تاریخی تورم و ارتباط آن با سایر متغیرهای اقتصادی، تحلیل شرایط فعلی می‌تواند ناقص یا حتی گمراه‌کننده باشد.

این مطالعه در ابتدا با تکیه بر داده‌های تاریخی تورم ایران در بازه‌ی زمانی ۱۳۱۸ تا ۱۴۰۴ و سپس بررسی تورم حال با متغیرهایی نظیر درآمد، پراکندگی جغرافیایی و دارایی‌های جایگزین، تلاش می‌کند تصویری پیوسته و داده‌محور از رفتار تورم در اقتصاد ایران ارائه دهد. هدف این رویکرد، عبور از توصیف‌های سطحی و نزدیک شدن به درک عمیق‌تر از پویایی‌های تورمی است.

هدف اصلی این پژوهش، بررسی رفتار بلندمدت تورم در اقتصاد ایران و تحلیل ارتباط آن با درآمد، تفاوت‌های منطقه‌ای و تغییر ارزش دارایی‌هاست. در این راستا، پژوهش حاضر به پرسش‌های زیر پاسخ می‌دهد:

آیا تورم در ایران رفتاری ناپایدار و مزمن دارد؟

شکاف میان تورم و درآمد در دوره‌های مختلف چگونه تغییر کرده است؟

آیا شدت تورم در استان‌های مختلف یکسان بوده است؟

کدام دارایی‌ها در بلندمدت توانسته‌اند نقش پوشش تورمی ایفا کنند؟

تورم در گذر زمان

در آرزوی ثبات

بررسی روند بلندمدت تورم در اقتصاد ایران نشان می‌دهد که این متغیر رفتاری ناپایدار و پرنوسان داشته است. در بازه‌ی مورد بررسی، دوره‌های تورم بالا و پایین به‌صورت متناوب تکرار شده‌اند و کاهش‌های مقطعی تورم اغلب پایدار نبوده‌اند. این الگو بیانگر آن است که تورم در ایران بیش از آنکه یک پدیده کوتاه‌مدت باشد، رفتاری ساختاری و مزمن از خود نشان می‌دهد.

تورم در حرکت (23045)
نوسانات نرخ تورم سالانه ایران و دوره های شوک قیمتی (۱۳۱۸-۱۴۰۴)

تمرکز شوک‌های تورمی در مقاطع خاص نشان می‌دهد که جهش‌های شدید تورم اغلب هم‌زمان با رویدادهای سیاسی، ارزی یا تغییرات ساختاری در اقتصاد رخ داده‌اند. در بسیاری از این دوره‌ها، شوک‌های قیمتی نه‌تنها سطح تورم را افزایش داده‌اند، بلکه انتظارات تورمی را نیز به‌طور پایدار تحت تأثیر قرار داده‌اند. نتیجه این فرآیند، شکل‌گیری چرخه‌ای است که در آن مهار تورم به‌صورت موقت انجام می‌شود، اما زمینه بازگشت آن همچنان باقی می‌ماند.

تداوم این الگو در طول چند دهه گذشته نشان می‌دهد که تورم در ایران را نمی‌توان صرفاً با سیاست‌های مقطعی مهار کرد. بدون پرداختن به ریشه‌های ساختاری، کاهش تورم بیشتر به یک وقفه کوتاه‌مدت شباهت دارد تا یک تغییر پایدار در مسیر اقتصاد.

تورم و درآمد

جا ماندن از ارزش

بررسی تورم بدون در نظر گرفتن تغییرات درآمد، تصویری ناقص از وضعیت معیشتی جامعه ارائه می‌دهد. آنچه برای خانوارها اهمیت دارد، نه صرفاً سطح تورم، بلکه نسبت آن با رشد درآمد، به‌ویژه حداقل دستمزد است. از این‌رو، تحلیل هم‌زمان تورم و درآمد می‌تواند شکاف میان شاخص‌های کلان و تجربه زیسته افراد را آشکار کند.

تورم در حرکت (23045)
مقایسه نرخ تورم و رشد حداقل دستمزد در ایران (۱۳۵۸-۱۴۰۴)

در سال‌های ابتدایی پس از انقلاب، افزایش حداقل دستمزد عموماً هم‌پای تورم حرکت نکرده و در بسیاری از سال‌ها رشد دستمزد از نرخ تورم عقب‌تر بوده است. این موضوع به‌ویژه در دوره‌های بی‌ثباتی اقتصادی و فشارهای ساختاری و جنگ تحمیلی، به کاهش قدرت خرید نیروی کار منجر شده است.

با گذشت زمان و در برخی دوره‌ها، به‌ویژه تا پیش از اواسط دهه ۱۳۹۰، شکاف میان تورم و رشد دستمزد تا حدی کاهش یافته و در برخی سال‌ها، افزایش درآمد اسمی توانسته است اثر تورم را تا حدی جبران کند. این دوره را می‌توان مرحله‌ای از بهبود نسبی در تطابق سیاست‌های مزدی با شرایط تورمی دانست.

با این حال، از سال ۱۳۹۶ به بعد، الگوی غالب تغییر کرده است. در اغلب سال‌های این دوره، رشد حداقل دستمزد به‌طور محسوسی از تورم عقب مانده و شکاف میان این دو متغیر افزایش یافته است. تداوم این وضعیت نشان‌دهنده فشار فزاینده بر قدرت خرید خانوارهای حقوق‌بگیر و تضعیف اثر سیاست‌های جبرانی درآمدی است.

نتایج این بخش نشان می‌دهد که اگرچه در مقاطعی تلاش‌هایی برای هم‌راستاسازی رشد درآمد با تورم صورت گرفته، اما در سال‌های اخیر این هماهنگی به‌طور جدی تضعیف شده است. در چنین شرایطی، حتی کاهش مقطعی تورم نیز لزوماً به بهبود معیشت منجر نمی‌شود، مگر آنکه سیاست‌های درآمدی به‌صورت مؤثر و پایدار بازنگری شوند.

تورم در پیچ تاریخی

روند معکوس

مقایسه ماه‌ به‌ ماه تورم در دو سال متوالی می‌تواند نشانه‌های تغییر مسیر اقتصاد را آشکار کند. در این بخش، روند تورم در سال‌های ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ به‌صورت هم‌زمان بررسی شده تا تفاوت الگوهای رفتاری این دو دوره مشخص شود؛ تفاوتی که می‌توان آن را یک «پیچ تاریخی» در مسیر تورم دانست.

تورم در حرکت (23045)
مقایسه تورم ماهانه در سال های ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ (تا آبان ۱۴۰۴)

داده‌ها نشان می‌دهد که در سال ۱۴۰۳، سطح تورم در ماه‌های ابتدایی بالاتر بوده و به‌تدریج با گذر زمان روندی کاهشی را تجربه کرده است. این الگو می‌تواند بیانگر اثرگذاری عوامل کنترلی کوتاه‌مدت یا کاهش شوک‌های تورمی در طول سال باشد.

در مقابل، سال ۱۴۰۴ الگویی کاملاً معکوس را نشان می‌دهد. تورم از سطوح پایین‌تری آغاز شده و تقریباً در هر ماه افزایش یافته است. این روند افزایشی مستمر، حتی با در نظر گرفتن داده‌ها تا آبان‌ماه، نشان‌دهنده بازگشت فشارهای تورمی و تغییر انتظارات اقتصادی در طول سال است.

قرار گرفتن خط میانگین تورم ده‌ساله به‌عنوان مرجع، امکان مقایسه بهتر این دو مسیر را فراهم می‌کند. فاصله‌گرفتن تدریجی تورم ۱۴۰۴ از این میانگین، اهمیت تغییر روند را بیش از پیش برجسته می‌سازد.

مقایسه این دو سال نشان می‌دهد که مسئله تورم تنها به سطح آن محدود نمی‌شود، بلکه جهت حرکت آن نیز اهمیت دارد. کاهش تدریجی تورم در ۱۴۰۳ و افزایش پیوسته آن در ۱۴۰۴، بیانگر تغییری معنادار در مسیر تورم است؛ تغییری که می‌تواند پیامدهای مهمی برای سیاست‌گذاری و انتظارات اقتصادی در ادامه سال داشته باشد.

تورم در پهنه ی ایران

توزیع نامتعادل

بررسی تورم در سطح استان‌ها نشان می‌دهد که فشارهای تورمی در ایران به‌صورت یکنواخت توزیع نشده‌اند. نقشه تورم سال ۱۴۰۴، تصویری از پراکندگی منطقه‌ای این پدیده ارائه می‌دهد و تفاوت معنادار میان استان‌ها را آشکار می‌سازد.

تورم در حرکت (23045)
نقشه پراکندگی تورم استان های ایران در سال ۱۴۰۴ (این نقشه توزیع منطقه ای نرخ تورم در استان های کشور را نشان میدهد, به طوری که رنگ های تیره تر بیانگر سطوح بالاتر تورم هستند.)

همان‌طور که در نقشه مشاهده می‌شود، برخی استان‌ها با سطوح بالاتری از تورم مواجه بوده‌اند، در حالی که در بخش‌هایی از کشور شدت تورم به‌طور نسبی کمتر بوده است. این ناهمگنی می‌تواند بازتابی از تفاوت در ساختار اقتصادی، هزینه‌های زندگی، دسترسی به بازارها و میزان اثرپذیری از شوک‌های اقتصادی باشد.

الگوی مشاهده‌شده در نقشه تورم سال ۱۴۰۴ نشان می‌دهد که تورم در ایران نه‌تنها یک مسئله کلان اقتصادی، بلکه پدیده‌ای با ابعاد منطقه‌ای است. اختلاف محسوس میان استان‌ها بیانگر آن است که اثر تورم بر معیشت خانوارها در نقاط مختلف کشور یکسان نیست و برخی مناطق فشار قیمتی شدیدتری را تجربه می‌کنند. این نابرابری منطقه‌ای تأکید می‌کند که تحلیل تورم و طراحی سیاست‌های اقتصادی، بدون در نظر گرفتن تفاوت‌های جغرافیایی، می‌تواند به برآوردی ناقص از واقعیت اقتصادی ایران منجر شود.

چهل سال تغییر ارزش

فراتر از تورم

بررسی رشد تجمعی تورم، نرخ دلار و قیمت طلا طی چهار دهه اخیر نشان می‌دهد که کاهش ارزش پول ملی در ایران یک روند مقطعی یا کوتاه‌مدت نبوده، بلکه پدیده‌ای ساختاری و مداوم است. در این بازه، تورم به‌طور پیوسته قدرت خرید ریال را تضعیف کرده و نگهداری پول نقد را به گزینه‌ای پرهزینه تبدیل کرده است.

در مقابل، نرخ دلار در بلندمدت توانسته است نقش «پوشش تورمی» را ایفا کند؛ به این معنا که افزایش آن عموماً هم‌جهت با تورم حرکت کرده و از افت ارزش دارایی‌ها جلوگیری کرده است. با این حال، داده‌ها نشان می‌دهد که طلا نه‌تنها همگام با تورم حرکت کرده، بلکه در بسیاری از دوره‌ها عملکردی فراتر از تورم داشته و به‌عنوان ابزاری برای حفظ و حتی افزایش ارزش دارایی عمل کرده است.

تورم در حرکت (23045)
مقایسه رشد تجمعی تورم, نرخ دلار و قیمت طلا در ایران (مقادیر به صورت شاخص (سال پایه = 100) نمایش داده شده اند. محور عموی جهت نمایش بهتر متغیر هایی با مقیاس بسیار متفاوت, لگاریتمی تنظیم شده است.)

این مقایسه نشان می‌دهد که در اقتصاد ایران، انتخاب نوع دارایی نقش تعیین‌کننده‌ای در حفظ قدرت خرید دارد و تورم، در بلندمدت، بیشترین فشار را بر دارندگان ریال وارد کرده است.

جمع بندی و نتیجه گیری

آنچه داده ها می‌گویند

تحلیل روند تورم در ایران، از منظر زمانی، درآمدی، منطقه‌ای و دارایی‌ها، نشان می‌دهد که تورم در اقتصاد ایران پدیده‌ای مقطعی یا گذرا نبوده، بلکه رفتاری مزمن و ساختاری داشته است. بررسی بلندمدت تورم حاکی از ناپایداری مستمر و تکرار دوره‌های فشار قیمتی است که در مقاطع مختلف، قدرت خرید خانوارها را تحت تأثیر قرار داده است.

مقایسه تورم با رشد حداقل دستمزد نشان می‌دهد که در بسیاری از سال‌ها، به‌ویژه در سال‌های اخیر، درآمد اسمی نتوانسته هم‌پای افزایش قیمت‌ها حرکت کند و شکاف میان دستمزد و تورم افزایش یافته است. این مسئله بیانگر آن است که کنترل تورم، بدون توجه هم‌زمان به سیاست‌های درآمدی، تأثیر محدودی بر بهبود معیشت خواهد داشت.

از سوی دیگر، بررسی تفاوت‌های منطقه‌ای نشان داد که شدت تورم در استان‌های مختلف یکسان نیست و فشار تورمی به‌صورت نامتوازن در سطح کشور توزیع شده است. در نهایت، مقایسه بلندمدت تورم با دارایی‌هایی مانند دلار و طلا نشان می‌دهد که در برابر تورم مزمن، انتخاب نوع دارایی نقش تعیین‌کننده‌ای در حفظ ارزش دارد.

در مجموع، نتایج این تحلیل تأکید می‌کند که تورم در ایران مسئله‌ای چندبعدی است و مواجهه مؤثر با آن، نیازمند نگاهی جامع، بلندمدت و هماهنگ در سیاست‌گذاری اقتصادی و سیاسی است.

منابع و داده ها :

بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران – داده های تورم و شاخص قیمت مصرف کننده

مرکز آمار ایران – اطلاعات دستمزد و شاخص های اقتصادی

سازمان بورس و اوراق بهادار – داده های تاریخی طلا

بازار متشکل ارزی – منابع رسمی نرخ ارز

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *