همسرگزینی بهعنوان پدیدهای اجتماعی تحت تأثیر ارزشها و هنجارهای فرهنگی هر جامعه است. در گذشته، انتخاب همسر بر پایه شناخت خانوادگی، اقتدار بزرگترها و با کمترین توجه به علاقه جوانان، بهویژه دختران، انجام میشد (اعزازی، ۱۳۸۷). با گذر زمان و تغییرات فرهنگی، نگرشها دگرگون شده و جوانان امروزی به سبک همسرگزینی سنتی تمایلی ندارند و انتخاب شریک زندگی را مبتنی بر عشق و تصمیم شخصی ترجیح میدهند. عواملی همچون تحصیلات، شغل، پایگاه اقتصادی-اجتماعی و فناوریهایی مانند اینترنت و ماهواره در تسریع این تغییرات نقش مؤثری داشتهاند (آزاد ارمکی و دیگران، ۱۳۷۹؛ جنادله و دیگران، ۱۳۹۳). این پژوهش به بررسی تحولات همسرگزینی در گذشته و حال در شهر مشهد میپردازد.
مرور تجربی نشان میدهد تحقیقات محدودی درباره سنخشناسی الگوهای همسرگزینی انجام شده و بیشتر پژوهشها بر دستهبندی سه الگوی ازدواج تمرکز داشتهاند: ازدواج سنتی (ترتیبیافته)، ازدواج عاشقانه یا خودانتخابی (مدرن)، و ازدواج ترکیبی (شبه ترتیبیافته). ازدواج سنتی: والدین نقش اصلی در انتخاب همسر دارند و این مدل در جوامع سنتی مانند هند همچنان رایج است (ریید، ۲۰۱۹). ازدواج عاشقانه: زوجین خودشان همسر آیندهشان را انتخاب میکنند و این مدل در جوامع توسعهیافته رواج دارد. ازدواج ترکیبی: انتخاب همسر با نظر زوجین انجام میشود، اما تأیید والدین نیز اهمیت دارد. این مدل در جوامع در حال توسعه، از جمله ایران، غالب است (عارفنظری و دیگران، ۱۳۸۴؛ مظاهری و دیگران، ۱۳۸۸؛ ریید، ۲۰۱۹). اکثر پژوهشها به روش کمی یا مطالعات مقطعی و یکنسلی انجام شدهاند. در نتیجه، پژوهشی کیفی که به بررسی الگوهای همسرگزینی در سه نسل بپردازد، وجود ندارد.
روش پژوهش
این پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون انجام شدهاست. تحلیل مضمون یک روش قابل انعطاف است که اجازه می دهد محقق به روش های گوناگون بر دادهها تمرکز کند. محقق از طریق تحلیل مضمون به طور مشروع می تواند بر تجزیه و تحلیل معنی یک مجموعه داده تمرکز کند یا میتواند یک جنبه خاصی از یک پدیده را به طور عمیق آزمون کند. در این نوع تحلیل میتوان، هم معانی آشکار و هم معانی نهفته (مفروضات و ایده هایی که در پس آنچه نهفته است، که به صراحت بیان شده است) در دادهها را پیدا کرد همچنین، در تحلیل مضمون الگوهای متعدد را میتوان از مجموعهای داده شناسایی کرد – هدف از تحلیل و بررسی شناسایی الگوهای مرتبط با پاسخ به سوال پژوهش است(براون و کلارک، ۲۰۰۶). جامعه مورد بررسی، تمام زنان ازدواج کرده شهر مشهد در دهههای ۴۰ تا ۹۰ است و نمونهی مورد مطالعه، ۲۷ زن ازدواج کرده در دهههای ۴۰ تا ۹۰ میباشد که از طریق روش نمونهگیری نظری و هدفمند انتخاب و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه پیدا میکند. همچنین برای جمعآوری دادهها نیز از تکنیک مصاحبههای روایتی استفاده گردید. از آنجایی که هدف از انجام این پژوهش، سنخشناسی الگوی ازدواج در سه نسل است، نمونههای مورد مطالعه به سه دسته زنانی که که در دهه ۴۰ و ۵۰ ، دههی ۶۰ و ۷۰، دههی ۸۰ و ۹۰ ازدواج کردهاند به عنوان نماینده یک دوره سنی تفکیک شدهاند تا به انواع الگوهای همسرگزینی در دوره های مختلف بپردازیم.
یافتههای پژوهش
به طور کلی با ۲۷ زن در بازه سنی ۲۶ تا ۷۴ سال که هر ۹ نفر نماینده یک دوره سنی بوده اند مصاحبه صورت گرفت. سطح تحصیلات آنها به طور کلی شامل: ۶ نفر دارای تحصیلات فوق لیسانس، ۵ نفر دارای تحصیلات لیسانس، ۵ نفر دارای تحصیلات دیپلم و بقیه موارد کمتر از دیپلم بوده اند. از نظر اقتصادی وضعیت مالی اکثر زنان در سطح متوسط بوده است.
در ادامه به الگوهای مختلف همسرگزینی در سه نسل میپردازیم.
الف) الگوهای ازدواج در دهههای ۴۰ و ۵۰
۱- ازدواج غیرگزین مطلق
منظور از ازدواج “غیرگزین ” ازدواج هایی است که نظر دختر در امر ازدواج نادیده گرفته میشود و تنها پدر به عنوان اختیاردار دختر تصمیم میگیرد. در این نوع ازدواجها دختر نهتنها در ارتباط با همسر آینده خود نادیده گرفتهمیشود بلکه تا زمان محرم شدن همسر خود را ملاقات نمیکردهاست. این نوع ازدواج در اکثر خانوادههای سنتی و مذهبی وجود داشته و تقریبا شکل غالب ازدواج در آن زمان بودهاست.
فاطمه: “وقتی اومدن برای من خواستگاری، اصلا نظر من رو نپرسیدن حتی من شوهرم رو ندیدم تا زمانی که عقد کردیم.”
۲-ازدواج غیرگزین ترکیبی
برخی از خانوادههایی که از نظر تحصیلات در سطح بالاتری قرار داشتند، تا حدودی نظر دختران را درباره همسرآینده خود، می-پرسیدهاند و به گونهای دختران حق انتخاب داشته و در مراسم خواستگاری حضور کوتاهی داشتهاند اما نظر دختر منوط به نظر پدر و مادر بودهاست. به عبارتی ابتدا اگر پسر مورد پسند خانواده قرار میگرفت و بعد از انجام تحقیقات در آخر نظر دختر را می-پرسیدهاند و دختران به دلیل داشتن حُجب و حیا و اعتماد به نظر پدر، تصمیم نهایی را بر عهده پدر قرار میدادهاند.
گلی: “زمانی که برای من خواستگار اومد چون پسرعمم بودن پدرم میشناختن ولی باز هم تحقیق و پرس و جو کردن وقتی خودشون نظرشون مثبت بود به من گفتن نظر تو چیه منم گفتم هرطور شما صلاح بدونین و تابع نظر شمام. “
۳-ازدواج خویشاوندی
به دلیل مهم بودن شناخت و آشنایی قبل از ازدواج در خانوادهها، ازدواج های فامیلی بسیار رایج بوده است. زیرا خانواده ها شناخت کافی از اقوام و خویشاوندان خود داشتهاند و سالهای زیادی همدیگر را میشناختهاند.
عطیه: “ازدواج فامیلی رایج بود. همه را میشناختیم اصلا تو خانواده چه خواهر و برادرام با بیگانه ازدواج نکردیم. دو تا از داداشام همسراشون فامیل نبودن اما آشنا بودیم باهاشون.”
به علاوه، ازدواج بین همسایهها نیز رایج بوده است. در آن زمان نقل و مکان کمتر اتفاق می افتاده است به عبارتی اجاره نشینی کمتر بوده است برای همین افراد عموما مالک بوده اند و بنابراین رفت و آمد بین همسایه ها و شناخت کافی از همدیگر در سال-های متمادی اتفاق می افتاده است.
زهرا: “بیشتر خواستگارایی که داشتم از همسایه هامون بودند. شوهرم همسایه تو کوچمون بود. یه روز با خواهر و مادرم داشتیم از تو کوچه رد می شدیم که مادر شوهرم به مامانم و خواهرم گفت دخترتونو عروس میکنید ؟”
۴-ازدواج رهاییبخش
براساس یافتههای به دست آمده؛ برخی از دختران در خانوادههایی بزرگ شدهاند که مجبور به زندگی با نامادری و یا ناپدری بودهاند. این دختران به دلیل داشتن مشکلات زیادی که در خانه سعی میکردند با اولین خواستگار ازدواج کرده و هدف آنها از ازدواج تنها رها شدن از فضای متشنج خانه بودهاست.
خاور: “من چون با نامادری زندگی میکردم و مشکلات زیادی با اون داشتم برای همین وقتی پسرعمم اومد خواستگاری با اینکه از من ۱۸ سال بزرگتر و مطلقه بود و یک دختر هم داشت ازدواج کردم. تنها به خاطر فرار از جو خونه. “
ب) الگوهای ازدواج در دهههای ۶۰ و ۷۰
۱- ازدواج خویشاوندی
ازدواج خویشاوندی در این دوره همچنان رایج است. یکی از دلایل رایج بودن آن، شناخت طرفین از یکدیگر و عدم اعتماد به شخص غریبه میباشد. این نوع ازدواج در خانوادههای سنتی به دلیل اهمیت شناخت طرف مقابل بیشتر رایج است.
زهره: ” ازدواج فامیلی در خانواده ما رسم هست. پدربزرگم هم همینطوری بودن. یعنی ما سه نسل داریم دختر عمو و پسرعمو ازدواج می کنیم. مادربزرگ و پدر بزرگم دخترعمو و پسرعمو بودن. منم با پسرعموم ازدواج کردم.”
۲- ازدواج از پیش تعیینشده
ازدواج از پیش تعیین شده، منظور ازدواجی است که خانوادهها فرزندان خود را در نوزادی و طفولیت به اسم یکدیگر میکنند. مصداق بارز آن که در جامعه ما دیده میشود اعتقاد به “عقد دختر و عمو و پسرعمو را در آسمان بسته اند.” این نوعی ازدواج تحمیلی ازسوی خانواده است که در آن هیچ توجهی به آینده فرزندان و رای و نظر آنها نشدهاست. اکثر کسانی که این نوع ازدواج را داشتهاند میزان رضایت از زندگی کمتری دارند و در برخی از موارد به جدایی ختم میشود.
مریم: ” من دوازده سالم بود. یه رسمی بود تو قدیم میگفتن ناف بریده یعنی ناف بچه رو به اسم یکی دیگه می برند این متعلق به اون میشه دیگه .ولی فکر نمی کنند بچه بزرگ بشه اونو می خواد یا نه . ناف من رو هم به اسم پسرداییم بریدن. من دوازده سالم بود و اون سرباز بود، (سال شصت و چهار).از سربازی که اومد منو برای اون عقد کرده بودند .یادمه ما با داییم تو یک خونه زندگی میکردیم پسر داییم دستمو می گرفت می برد تو اتاق خودشون می گفت بیا اینجا غذا بخور تو زن منی .”
۳- ازدواج رهاییبخش
منظور از ازدواج رهایی بخش ،ازدواجی است که دختران برای رها شدن از فضای خانه پدری و آزاد شدن تصمیم به ازدواج می-گیرند. برخی از این افراد به دلیل بالارفتن سن ازدواجشان و ترس از برچسب “تو خونه مونده” خوردن و سرزنش و شماتت دیگران، ازدواج میکنند. این نوع ازدواج عقلانی نبوده و توجهی به ملاکها و ویژگیهای طرف مقابل نشدهاست.
معصومه : ” من اون زمان گفتم آره. این بله گفتن من نه اینکه بگم دوستش داشتم نه. به خاطر این بود که زودتر از این خانه برم و آزاد بشم. از طرفی مامانم همیشه میگفت تو تو خونه موندی و کسی نمیاد تو رو بگیره و ترشیده شدی و… اینا روم تاثیر گذاشته بود.”
۴- ازدواج اجباری غیر مستقیم
ازدواج اجباری غیر مستقیم، منظور ازدواجی است که دختران به طور ضمنی میدانستند که در صورت عدم قبولی در دانشگاه باید ازدواج کنند.
ستاره :” گفتن اگه امسال کنکور قبول نشی باید ازدواج کنی تو خونه شوهرت درس بخون احساس میکردم اینا مسوولیت نگه داری یک جنس بنجل رو داشتن انگار بعد من قبول نشدم شهرستان قبول شدم گفتن نه فقط مشهد اجازه هم ندادن سال بعد بخونم مجبور شدم ازدواج کنم و اصلا ازدواجم کاملا اجباری بود اجبار غیر مستقیم بود با شلاق نمیزدنت ولی بود اجباره “
۵-ازدواج خود گزین
در خانوادههایی که از نظر فرهنگی و اقتصادی در سطح بالاتری قرار دارند، به ویژه دخترانی که تحصیلات دانشگاهی داشته، قدرت انتخاب بیشتری داشته ونظر و رای خودشان اهمیت داشتهاست. خانواده نقش راهنما و حمایتگر را داشته و انتخاب و تصمیم نهایی را به عهده دخترشان میگذارند.
فریبا: “خب فرامرز که دوست برادرم بود و خانوادم کامل میشناختنش. وقتی اومد خواستگاری من خیلی تمایل نداشتم و گفتم نه. بعدش داداشم با من صحبت کرد گفت چندین جلسه با هم صحبت کنید بعد نظرتو بده. من و فرامرز حدود ۵ ماه با هم بیرون میرفتیم و صحبت میکردیم تا همو بیشتر بشناسیم. بعدش فهمیدم اون ملاکایی که من میخوام رو داره و جواب مثبت دادم. پدرم هم از اول گفت خودت تصمیم بگیر . “
ج) الگوهای ازدواج دهه ۸۰ و ۹۰
۱- ازدواج خود گزین
ازدواجی که افراد خود، همسرآینده خود را انتخاب میکنند. طبق یافتهها، تقریبا تمام مصاحبه شوندگان، چه دخترانی که رابطه پیش از ازدواج داشتهاند و چه دخترانی که هیچ رابطهای نداشته و در مراسم خواستگاری با هم آشنا شدهاند، حق انتخاب داشته و تصمیم نهایی به عهده خودشان بودهاست.
پریسا: “من و محسن قبل از ازدواج با هم رابطه داشتیم و مامانم از رابطه ما کاملا باخبر بود. ما حتی برای ادامه تحصیل که رفتیم تهران، همخونه بودیم حدود یکسال. بعدش تصمیم گرفتیم که ازدواج کنیم. و اونا به شکل سنتی امدن خواستگاری و …”
۲- ازدواج عاشقانه غیرعقلانی
منظور از ازدواج عاشقانه غیر عقلانی، ازدواجی است که برپایه عشق و علاقه آتشین و بدون منطق باشد. به عبارتی برخی از دختران و پسران قبل از شکلگیری ازدواج وارد رابطه میشوند و احساسات شدید عاطفی در این نوع روابط باعث میشود نظر خانوادهها در شکلگیری ازدواج مد نظر قرار نگیرد. در نتیجه با مخالفت خانوادهها، اقدامات غیر عقلانی مانند: اعتصاب، تهدید به خودکشی و خودزنی و… میکنند. در این نوع ازدواج شخص به ویژگیهای طرف مقابل خیلی توجه ندارد.
ریحانه: “من با معین نزدیک ۵ سال دوست بودیم و رابطه داشتیم. ما تو دوران دوستی رابطه جنسی هم داشتیم. خانواده هامون از نظر سطح مالی و فرهنگی با هم متفاوت بودن. وقتی معین با خانوادش مطرح میکنه مامانش قبول نمیکنه با کلی مکافات یه شب مامانش و باباش و خودش اومدن خواستگاری اما همونشب مامانش گفت من راضی به این ازدواج نیستم و حتی مراسم به هم خورد و دعوا شد. بابای منم گفت عمرا دخترمو به پسر شما بدم. اونجا خانواده من فهمیدن که ما باهم دوست بودیم. بابام گوشی و لپ تاپ رو ز من گرفت و من تو خونه بودم به نوعی زندانی شدم.منم اعتصاب کردم غذا نمیخوردم. آخراش گفتم خودمو میکشم اگه نذارین با هم ازدواج کنیم. دیگه وقتی دیدن اوضاع خیلی داغونه بابام گفت به شرطی که بابابزرگش و مامان بزرگش بیان. دیگه اونا اومدن و ما ازدواج کردیم. ولی مامان و باباش اصلا تو مراسمات نبودن.”
۳- ازدواج عاشقانه عقلانی
در این نوع ازدواج، دو طرف قبل از ازدواج رابطه داشته و عشق و علاقه قبل از شکلگیری ازدواج شکل گرفتهاست. اما در این نوع ازدواج نظر خانوادهها مورد توجه قرار میگیرد. اشخاص تنها علاقه و عشق خود را ملاک قرار نمیدهند بلکه به جنبههای دیگر مانند خانوادهها، سطح مالی و فرهنگی و… توجه میکنند. در اینجا اگر خانواده راضی به ازدواج نباشد و مخالفت کند، دختر تابع نظر خانواده است.
فریده: “درسته که من و بهزاد اول به هم علاقه پیدا کردیم و بعد ازدواج، اما اگر خانواده م مخالفت میکردند قطعا منم هم با بهزاد ازدواج نمیکردم.”
۴- ازدواج رهاییبخش
ازدواج رهایی بخش در این دوره، نیز به معنای دور شدن از فضای منزل پدری است. دختران برای به دست آوردن آزادی و تجربه زندگی بهتر تصمیم به ازدواج میگیرند.
ریحانه:” من الان که فکر میکنم میبینم منم بچه بودم و من به خاطر اینکه تو خانواده بزرگ شده بودم آزادی نداشته بودم و معیارم این بود که با کسی ازدواج کنم که بهم آزادی بده شاید خیلی مسخره باشه. من عقده مشروب خوردن، سیگار کشیدن، مهمونی رفتن رو داشتم . برای همین فقط معیارم این بود که با کسی ازدواج کنم که به من آزادی بده. و منم برای همین ازدواج کردم. “
بحث، نتیجهگیری و پیشنهادها
انتخاب همسر یکی از اساسی ترین اقدامات در طول زندگی هر شخص به شمار میرود. و یکی از بخشهای مهم فرهنگ هر جامعه محسوب میشود، بنابراین متناسب با هر جامعه در هر زمان و مکانی از هنجارها، ارزشها و آداب و رسوم خاص آن جامعه پیروی میکند. این پژوهش با هدف بررسی مقایسه الگوهای ازدواج در سه نسل به صورت کیفی صورت گرفتهاست. برای شناسایی الگوها از مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۲۷ زن ازدواج کرده در دهههای ۴۰ تا ۹۰ شمسی استفاده شدهاست. یافتهها نشان میدهد که در در بین زنانی که در دهههای ۴۰ و ۵۰ ازدواج کردهاند، ۴ الگوی ازدواج وجود داشتهاست که شامل: ۱) ازدواجهای غیرگزین مطلق، ۲)ازدواجهای غیرگزین ترکیبی، ۳) ازدواجهای خویشاوندی و ۴) ازدواجهای رهایی بخش است. در این نوع ازدواجها دختران فاقد قدرت انتخاب در تصمیمگیری بوده و به نوعی ازدواجها به صورت از پیش تعیین شده و تحمیلی بودهاست. البته در بین کسانی که در آن زمان تحصیلات بالاتری داشتهاند دختران از قدرت انتخاب و تصمیمگیری برخوردار بودهاند اما این حق انتخاب منوط به انتخاب پدر بودهاست به گونهای که دختران به دلیل حُجب و حیا و اعتقاد شدید به انتخاب درست پدر تصمیم نهایی را به عهده پدر میگذاشتهاند. طبیعتاَ در دورههای بعد نیز با بالارفتن سطح تحصیلات دختران، تغییراتی در الگوهای همسرگزینی و میزان قدرت انتخاب دختران صورت گرفتهاست؛ به گونهای که در دوره دوم، در کنار الگوهای ازدواج خویشاوندی، ازدواج از پیش تعیین شده، ازدواج های رهایی بخش و ازدواج اجباری غیر مستقیم، شکل غالب ازدواجها به صورت غیرگزین ترکیبی بوده بدین گونه که دختران از قدرت بیشتری در انتخاب همسر آینده خود برخوردار بودهاند. این تغییرات و میزان قدرت در دوره سوم به اوج خود میرسد بدین معنی که تقریبا دختران در دوره سوم خود، همسرخود را انتخاب میکنند و نقش خانوادهها در امر ازدواج دختران کمرنگ میشود و نقش راهنما را برای فرزندان خود ایفا میکنند. با گذشت زمان و پیشرفت تکنولوژی، افزایش تحصیلات دختران و شاغل شدن آنان و به دنبال آن حضور پررنگ دختران در جامعه، میزان روابط قبل از ازدواج در این دوره بسیار افزایش یافتهاست که این خود باعث اهمیت یافتن عشق و علاقه در امر ازدواج شدهاست. به گونهای تقریبا تمامی مصاحبه شوندگان در دوره سوم، مهمترین معیار برای ازدواج را وجود عشق و علاقه بیان کرده و همچنین اکثر آنها تجربه روابط عاطفی پیش از ازدواج را داشتهاند و بنابراین شکل غالب ازدواج در این دوره، ازدواج عاشقانه است. این یافتهها با نظریه اینگلهارت (۱۳۷۲) منطبق است. او میگوید: با جانشین شدن نسلهای جوانتر به جای نسلهای بزرگتر، جهان-بینی متداول در این جوامع دگرگون شده و با تغییر در توسعه اقتصادی و تکنولوژی، تحصیلات، و… ارزشهای افراد تغییر میکند و نگرش افراد به هسرگزینی نیز دچار تحول قرار میگیرد. به گونهای که امروزه دختران نسبت به گذشته نقش تعیین کنندهای در ازدواج خود دارند و همسر آینده خود را، خود انتخاب میکنند. همچنین این نتیجه با تحقیقات آزاد ارمکی و دیگران،۱۳۷۹؛ جنادله و دیگران،۱۳۹۳؛ جهانبخش و دیگران،۱۳۸۷ نیز منطبق است. نتایج نشان میدهد که الگوی همسرگزینی خویشاوندی روبه افول است. تقریبا تمام دخترانی که در دهههای ۴۰ تا ۷۰ ازدواج نمودهاند، تجربه ازدواج خویشاوندی در خانواده خود داشته-اند اما در نسل جدید نه تنها نگرش به ازدواج خویشاوندی منفی شدهاست بلکه خانوادهها نیز تمایلی به این نوع ازدواج ندارند.
دستاورد کلی این پژوهش کشف و شناسایی الگوهای همسرگزیی در ۶۰ سال اخیر در شهر مشهد بودهاست. پیشنهاد میگردد برای ارائه تصویری جامع و هم چنین پراکنش این الگوها در شهر مشهد نسبت به انجام پژوهشی با رویکرد کمی و با روش پیمایش اقدام شود. در این پژوهش میتوان الگوهای استخراج شده در تحقیق کیفی حاضر را عملیاتی نمود.
پانویس و ارجاع
۱) اینگلهارت، رونالد، ۱۳۷۳. (تحول فرهنگی در جامعه پیشرفته صنعتی)، ترجمه مریم وتر، تهران؛ انتشارات کویر.
۲) آزاد ارمکی، تقی؛ زند، مهناز؛ خزایی، طاهره. ۱۳۷۹. (بررسی تحولات اجتماعی و فرهنگی در طول سه نسل خانواده ایرانی: با تاکید بر مقایسه مراسم، آداب و کارکردهای حمایتی)، فصلنامه علوم اجتماعی، ۸، ۱۶؛ ۲۹-۳.
۳) حسینی، حاتم؛ گراوند، مریم. ۱۳۹۵، (تبیین شکاف در رفتار و نگرش زنان نسبت به الگوی همسرگزینی در شهر کوهدشت)، جامعه شناسی کاربردی، ۲۷، ۱؛ ۱۲۷-۱۱۳.
۴) ساروخانی، باقر؛ مقربیان، مریم.۱۳۹۰، (تجدد گرایی و همسرگزینی تحقیقی مقایسه ای در بین زنان مناطق ۱ و ۱۱ شهر تهران)، مطالعات فرهنگ – ارتباطات، ۱۲، 15؛ ۷۵-۴۳.
۵) صادقی، رسول؛ قدسی، علی محمد؛ افشار کهن، جواد ۱۳۸۶، (واکاوی مسأله ازدواج و اعتبار سنجی یک راه حل)، پژوهش زنان، دوره ۵، شماره ۱.
۶) اعزازی، شهلا. ۱۳۸۷، (جامعه شناسی خانواده، با تاکید بر نقش، ساختار و کارکرد خانواده در دوران معاصر)، تهران؛ انتشارات روشنگران و مطالعات زنان.
۷) جنادله، علی؛ رهنما، مریم. ۱۳۹۳، (دگرگونی در الگوی متعارف خانواده ایرانی (تحلیل ثانویه دادههای ملی))، خانواده پژوهی، ۱۰، ۳۹؛ ۲۹۶-۲۷۷.
۸) جهانبخش، اسماعیل؛ ساروخانی، باقر. ۱۳۸۷، (فاصله نسلی در حوزه معیارهای همسرگزینی و عوامل اجتماعی موثر بر آن)، فصلنامه علمی پژوهشی علوم اجتماعی، ۴، ۱۶.
۹) سهرابزاده، مهران؛ پرنیان، لیلا، ۱۳۹۵، (سنخبندی گرایش به ازدواج در بین دختران مورد مطالعه: دانشجویان دانشگاه شیراز)، فصلنامه تحقیقات فرهنگی ایران، شماره ۱.
۱۰) صادقی، رسول؛ زنجری، نسیبه؛ محمودیانی، سراج الدین، ۱۳۹۷، (تاثیر الگوهای ازدواج در رضایت زناشویی و تمایل به طلاق در شهر تهران)، فصلنامه شورای فرهنگی اجتماعی زنان و خانواده، دوره ۲۱ ، شماره ۸۱ .
۱۱) عارف نظری، مسعود؛ مظاهری، محمدعلی، ۱۳۸۴، (سبکهای دلبستگی و شیوه همسرگزینی (چندهمسری-تک همسری)، خانواده پژوهی، سال اول،شماره ۴.
۱۲) کرمانی، مهدی؛ اصغرپور ماسوله، احمدرضا؛ برادران کاشانی، زهرا؛ ۱۳۹۷، (همسرگزینی دختران جوان: کشاکش فردیت در برابر ارزشهای سنتی)، خانواده پژوهی، شماره ۵۵.
۱۳) مظاهری، علی، انصاری نژاد، فاطمه، صادقی، منصوره السادات، عباسی، مریم،۱۳۸۸، (رابطه سبک های همسرگزینی با کیفیت و پایداری ازدواج)، راهبرد فرهنگ، شماره ۵.
۱۴) Patel, Samreen Ali,(2015). An Exploratory Study of arranged-love marriage in couples from collectivistic culture, Northern Illinois University, Charline Xie, Director.
۱۵) Reed, Megan N, (2019). The Persistence of Arranged Marriage in Urban India: New Evidence from the Delhi National Capital Region, A Preliminary Draft prepared for the 2019 Annual Meeting of the Population Association of America.
۱۶) Braun, Virginia & Clarke, Victoria. (2006). Using thematic analysis in sychology, Article in Qualitative Research in Psychology.
نویسندگان
- شرکتکنندگان دومین جایزه دیتاژورنالیسم (۱۴۰۳)https://d-mag.ir/pauthor/anonymous/
- شرکتکنندگان دومین جایزه دیتاژورنالیسم (۱۴۰۳)https://d-mag.ir/pauthor/anonymous/۱۰ بهمن ۱۴۰۳
- شرکتکنندگان دومین جایزه دیتاژورنالیسم (۱۴۰۳)https://d-mag.ir/pauthor/anonymous/
- شرکتکنندگان دومین جایزه دیتاژورنالیسم (۱۴۰۳)https://d-mag.ir/pauthor/anonymous/